تقسيم اوّلى به دو قسم شده است : احكام فرعى تكليفى و احكام فرعى وضعى .
احكام تكليفى ، پنج قسم است : وجوب ، استحباب ، حرمت ، كراهت ، اباحه و جهت نامگزارى اينها به تكليفى ، اين است كه در توجيه خطاب و امر و نهى ، نوعى كلفت و سختى براى مكلّف است و اباحه به عنوان تبعيت ذكر شده است .
و احكام وضعى عبارت است از : هر حكم و دستورى كه از جانب خداوند ، انشا و وضع شود و اين قسم در شرع غير محصور و نامحدود است . طهارت ، نجاست ، حدث ، كُريت ، قلّت و غيره از مصاديق آن است .
فقه چيست ؟
فقه در لغت عرب ، دانش ژرف و در اصطلاح علماى اسلام ، علم فروع دين را گويند ؛ يعنى آنچه از احكام شريعت اسلامى به عنوان برنامهء عملى بشر در زندگى خويش تشريع و تنظيم شده است كه مقابل آن ، احكام اعتقادى و مسائل اخلاقى شريعت قرار دارد .
و علما و متخصّصين فنّ فقه - كه فقيه و مجتهد و مستنبط ناميده مىشوند - ، مجموع اين احكام را پس از استنباط و استخراج از ادلّهء اوّليه ( يعنى كتاب و سنت و عقل ) تجزيه و تحليل و تقسيم بندى كرده و در ذيل شصت و دو ( 62 ) عنوان در آوردهاند ؛ بدين طريق كه نخست ، مجموع را به چهار قسمت زير تقسيم كردهاند :
عبادات ، عقود ، ايقاعات ، احكام . سپس عبادات را به ده عنوان و ده كتاب و عقود را به نوزده عنوان و ايقاعات را به يازده عنوان و احكام را به دوازده عنوان ، تقسيم نمودهاند ؛ ولى ما براى اين تقسيم ملاكى روشن و دليلى عقل پسند و مطابق ذوق سليم فقهى نيافتيم و از اين رو در كتاب الفقه المأثور راه بهترى ارائه كرديم ؛ مراجعه شود .
وبالجمله فقه ، احكام فرعى شريعت اسلامى و برنامهء عملى دين بشر است ، در مقابل علم كلام و اصول فقه . راويان احاديث و فقهاى مستنبط از اوائل اسلام تا امروز