شعر
گفته شده اشعار زير از اشعار جاهليت و منسوب به امرؤ القيس ، اشعر شعراى جاهليت است :
دنت الساعة و انشقّ القمر * عن غزال صاد قلبي و نفر
أحور قد حرت في أوصافه * ناعس الطرف بعينيه حور
مرّ يوم العيد في زينته * فرماني فتعاطى فعقر
بسهام من لحاظ فاتك * فتركني كهشيم المحتضر
و إذا ما غاب عني ساعة * كانت الساعه أدهى و أمرّ
كتب الحسن على و جنته * بسحيق المسك خطا مختصر
عادة الأقمار تجري في الدجى * فرأينا الليل تسري بالقمر
بالضحى و الليل من طرته * فرقة و النور كم شيء زهر
قلت إذ شقّ العذار وجهه * دنت الساعة وانشق القمر « 1 »
ولى معلوم است كه در اغلب مصرعهاى اين اشعار ، از الفاظ سورهء مباركهء قمر اقتباس شده و از اشعار ما بعد اسلام است .
شعر
اشعار عرفانى زير منسوب به مولانا الإمام السجاد عليه السلام است :
نسمات هواك لها أرج * تحيى و تعيش بها المهج
هامش
( 1 ) . قيامت نزديك شد و ماه دو تكه گشت ، آن زمان كه آهويى قلب مرا شكار كرد و پا به فرار گذاشت . آن سفيد رويى كه در توصيف او ماندهام و آن يار با چشمهاى سياه و خمار . روز عيد با آن زيبايىاش از كنارم گذشت ، پس تير « عشق » را به طرفم رها كرد كه اصابت نمود و مرا از پاى در آورد . با تيرهايى و نگاهى كشنده ، مرا همچون درختى خشكيده و در حال نابودى رها كرد . اگر لحظهاى از كنارم دور شود ، آن دم ، ساعت بلا و بدبختى و تلخ كامى من خواهد شد . زيبايى برگونههايش نقش بسته است و با عطر مُشك ردّى بر چهرهاش هويداست . ماه عادت دارد كه در تاريكى نمايان شود ؛ ولى اين بار شب را ديديم كه در ميان ماه صبحگاهان نمايان شده بود . شب از وجود او صبح شد و نورى همه چيز را درخشان كرد . حال مىگويم : اگر زيبايىهاى رُخَش ديده شود ، قيامت نزديك شده و ماه دو نيم خواهد شد .