غزوة بدر و قال : الحمد للَّهالّذي نصر محمّداً و أقرّ عيني به ، ألا أبشّركم ؟ فقال جعفر : بلى ، أيّها الملك ، فقال : إنّه قد جائنى السّاعة من نحو أرضكم عين من عيونى هناك ، و أخبرني أنّ اللَّه قد نصر نبيّه محمّداً صلى الله عليه و آله ، و أهلك عدوّه ، و أسر فلان و فلان ، التقوا بوادٍ يقال له : بدر ، فهاجر المسلمون بعد ذلك إلى المدينة .
« 1 »
و نقل الطبرسي رحمه الله : أنّه لمّا مات النجاشي ، نعاه جبرئيل لرسول اللَّه صلى الله عليه و آله في اليوم الّذي مات فيه ، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : اخرجوا فصلّوا على أخ لكم مات به غير أرضكم ، قالوا : و من هو ؟ قال : النجاشي ، فخرج رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إلى البقيع و كشف له من المدينة إلى أرض الحبشة ، فأبصر سرير النجاشي ، صلّى عليه .
« 2 »
هامش
( 1 ) . نقل است وقتى در مكه بر پيغمبر و يارانش توسط مشركان سخت گرفته شد ، به يارانش دستور داد به سرزمين حبشه ( اتيوپى كنونى ) بروند و فرمود : آن جا پادشاهى شايسته هست كه ستم نمىكند و در مملكتش به كسى ستم نمىشود . مقصودش نجاشى بود . نام وى « اصحمه » يعنى هديهء خداست .
نجاشى لقب پادشاهان حبشه است ، مانند كسرا و قيصر [ براى پادشاهان ايرانى و رومى ] . يازده تن از اصحاب بدان جا رفتند . پس از آنان جعفر بن ابيطالب رفت . شمار تمامى مردان به جز زنان كه به حبشه هجرت كردند ، 82 نفر بود . در آن ديار مسلمانان در سلامت بودند و همسايگان خوبى داشتند .
نجاشى صاحب پسرى شد و نامش را محمّد گذاشت . روزى جعفر بن ابى طالب را احضار كرد و خبر داد كه مسلمانان در جنگ بدر پيروز گشتهاند و گفت : خدا را سپاس كه محمّد را يارى داد و پيروز كرد ! چشمانم را به دو روشن نمود . آيا به شما مژدهاى بدهم ؟ جعفر گفت : آرى اى پادشاه ! گفت : جاسوسى از جاسوسانم كه در سرزمين شماست ، هم اكنون رسيد و برايم خبر آورد كه خدا پيامبرش محمّد را پيروز كرده ، دشمنانش را هلاك نموده است . فلانى و فلانى نيز به اسارت در آمدهاند . در سرزمينى كه بدانجا بدر مىگويند ، به هم برخورده و جنگيدهاند . پس از رسيدن اين خبر مسلمانان بهمدينه بازگشتند ( الكافي ، ج 2 ، ص 121 ، بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 417 ) .
( 2 ) . طبرسى نقل مىكند كه وقتى نجاشى در گذشت ، جبرئيل به رسول اللَّه ( در همان روزى كه نجاشى از دنيا رفت ) تسليت گفت . رسول خدا به مسلمانان فرمود : بياييد و براى برادرتان كه در سرزمينى ديگر ، غير از وطن شما در گذشته ، نماز بخوانيد . پرسيدند : او كيست ؟ فرمود : نجاشى . سپس رسول اللَّه به قبرستان بقيع رفت . در مدينه پردههاى غيب كنار رفت و از آن جا سرزمين حبشه را مىديد . تخت خالى نجاشى را ملاحظه كرد و بر او نماز گزارد ( بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 411 ) .