فكان لا يصلّي إلّارسول اللَّه صلى الله عليه و آله و عليّ عليه السلام و خديجه عليها السلام خلفه ، فلمّا أتى لذلك أيّام ، دخل أبو طالب إلى منزل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و معه جعفر ، فنظر إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و عليٌّ بجنبه يصلّيان ، فقال لجعفر : يا جعفر صلّ جناح ابن عمّك ، فوقف جعفر ابن أبي طالب من الجانب الآخر ، ثمّ خرج رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إلى بعض أسواق العرب ، فرأى زيداً فاشتراه لخديجة و وجده غلاماً كيّساً ، فلمّا تزوّجها وهبته له ، فلمّا نُبّئ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله أسلم زيد أيضاً ، فكان يصلّي خلف رسول اللَّه صلى الله عليه و آله عليّ عليه السلام و جعفر و زيد و خديجة .
« 1 »
فقال مولانا الباقر عليه السلام :
ما أجاب رسول اللَّه أحد قبل عليّ بن أبي طالب عليه السلام و خديجة عليها السلام و لقد مكث رسول اللَّه بمكّة ثلاث سنين مختفياً خائفاً يترقّب ، و يخاف قومه و الناس .
« 2 »
هامش
( 1 ) . على بن ابراهيم ( كه از والاترين راويان شيعى است ) مىگويد : وقتى پيامبر 37 ساله شد ، در خواب مىديد گويا كسى مىآيد و عرض مىكند : اى فرستادهء خدا ! وقتى بين كوهها مواظب گله بود ، شخصى را ديد كه به دو عرض كرد : اى فرستادهء خدا ! فرمود : كيستى ؟ عرض كرد : جبرئيل . خدا مرا سوى تو فرستاد ، تا تو را به عنوان رسول خود برگزيند . رسول اللَّه اين امر را مخفى مىكرد .
جبرئيل آبى از آسمان آورد و عرض كرد : اى محمّد ! وضو بگير . جبرئيل به دو آموخت چگونه وضو گرفته ، صورت و دستانش را تا آرنج بشويد . نيز سر و پاها را تا برآمدگى مسح كند . همچنين به ايشان ركوع و سجود آموخت . امام على خدمت رسول اللَّه رسيد ، در حالى كه نماز مىخواند . اين در وقتى بود كه چهل سال پيامبر تمام شده بود . وقتى به دو نگريست كه نماز مىگزارد ، پرسيد : اى ابوالقاسم ! اين چه كارى است ؟ فرمود : نماز است كه خدا بدان به من دستور داده است .
پيامبر على را به اسلام دعوت كرد . على اسلام آورد و همراه پيامبر نماز گزارد . نيز خديجه اسلام آورد . هرگاه رسول اللَّه نماز مىخواند ، على و خديجه پشت سرش بودند .
وقتى چند روز گذشت ، ابوطالب همراه جعفر به منزل رسول خدا آمد . ديد او و على در كنارش نماز مىگزارد . به جعفر گفت : اى جعفر ! كنار پسر عمويت نماز بخوان . جعفر بن ابى طالب سمت ديگر پيامبر ايستاد [ و نماز گزارد ] .
روزى كه رسول اللَّه به يكى از بازارهاى عرب رفته بود ، « زيد » را ديد [ كه برده بود ] . او را براى خديجه خريد . ديد غلامى باهوش است . وقتى پيامبر با خديجه ازدواج كرد ، خديجه « زيد » را به پيامبر بخشيد . وقتى رسول اللَّه دعوت اسلام را آشكار كرد ، زيد نيز اسلام آورد . در اين زمان على ، جعفر ، زيد و خديجه پشت سر رسول اللَّه نماز مىگزاردند ( قصص الأنبياء ، ص 316 ؛ بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 184 ) .
( 2 ) . مولايمان امام باقر عليه السلام فرمود : پيش از على بن ابى طالب و خديجه ، كسى دعوت رسول اللَّه را اجابت نكرد . رسول خدا سه سال مخفيانه در حال بيم و اميد در مكه ، رسالت و نبوت داشت . از قوم و مردمان هراس داشت ( كمال الدين و إتمام النعمة ، ص 328 ؛ بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 188 ) .