تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
شعر
در حديث آمده است كز دل دوست * به دل دوست ، رهگذر باشد
شعر
من آزارِ مورى نكردم به عمر * ولى مور ، من را بس آزار كرد بسا وقت بر پيكرم نيش زد * از اين زندگانيم بيزار كرد به بيدارى از چشم منْ خواب بُرد * ز خواب خوشم گاه ، بيدار كرد تن نازك كودكم را گزيد * ببين تا به كودك چه رفتار كرد بسا دانه از خرمنِ من رُبود * به سوراخِ خود بُرد و انبار كرد به ظرف عسل ، رفت و بس خورد و مُرد * توجّه نه بر شهد و مقدار كرد به شيرينى و ميوه ، بسيار رُفت * نه يك دفعه ، اين كار ، صد بار كرد به هر جاى كاشانه‌ام نَقْب زد * به هر سوى ، سوراخ ديوار كرد به ظرف غذايم بسى حمله بُرد * همه ضايعم شام و ناهار كرد از او تنگ‌تر ، چشمِ مخلوق نيست * كه چشممِ ورا ديد و ديدار كرد
كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 292 | الشيخ علي المشكيني