الشقاء كلّ الشقاء
در مجلسى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، خطاب به حضّار فرمودند :
« إنّ فيكم من لا يراني بعد أن يفارقني » .
« 1 »
شعر
از درد سخن گفتن و از دردْ شنيدن * با مردم بىدرد ، ندانى كه چه درد است !
شعر
در بيان و در فصاحت ، كِى بود يكسان سخن * گر چه گوينده بود ، چون جاحظ و چون اسمعى
در كلام ايزدِ بىچون كه وحى مُنزل است * كِى بود « تبّت يدا » مانند : « يا أرض ابلعى »
هامش
- مقدارى از توجّه و عنايتش را براى تو مبذول بدارد ، تمام شكر و سپاست را تقديمش كن . هر كه صبر و درنگ كند ، آنچه را مىخواهد ، به دست مىآورد ( صبر و ظفر يار قديم همند . چون صبر كنى ، ظفر آيد . ) هيچ راهى براى پاسداشت دانش ، بهتر از آن نيست كه به شايستگان ، علم آموخته و داده شود . چه بسا بخششى كه اشتباه است . چه بسا عنايت و توجهى كه جنايت باشد .
اگر « راستى » به تصوير كشيده مىشد ، به شكل شير بود . اگر دروغ به تصوير كشيده مىشد ، به شكل روباه بود . اگر آن كه نمىداند ، ساكت باشد ، اختلافى پيش نمىآيد . اگر كسى بر يك سخن صبر نورزد ، سخنانى خواهد شنيد .
هر كه بداند معيوب است ، خود را تربيت و پيراسته كرده ؛ هر كه شريك سلطان در عزت دنيوى باشد ، شريك او در ذلت اخروى است . اگر امنيت باشد ، مرگ به امنيت لبخند مىزند . هديه ، بلاى دنيا و صدقه ، بلاى آخرت را بر طرف مىكند . اگر انسان آزاد ، طمع بورزد ، به واقع برده است ، امّا اگر برده قانع باشد ، آزاده است .
روز عدالت براى ستمگر سختتر از روز ستمورزى بر مظلوم است . به اميد دارو و ترياكى كه دارى ، زهر منوش !
در كار خير اسراف نيست ، چنان كه در اسراف ، خيرى نيست ( كشكول شيخ بهايى ) .
( 1 ) . در مجلسى پيامبر فرمود : ميانتان كسانى هستند كه پس از آن كه از من جدا مىشوند ، ديگر مرا نمىبينند ( الأمالي ( الشيخ الصدوق ) ، ص 546 ) .