تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
يابد ، بدان جا نخواهد رسيد كه اين مبعوث الهى براى آنها انسانى عادى و ناقص و نارسا باشد و نياز به كامل‌تر پيدا كند . همچنين ، پس از نزول شريعتى همانند اسلام كه در همهء ابعاد اصولى و فروعى و اخلاقى و آداب و سنن ، مرتبهء كمال و غايت برترى را دارد ، بىشك ، بشر در آينده هر چه تعالى و ترقّى كند ، بدان جا نخواهد رسيد كه اين برنامهء آسمانى براى آنها ابتدايى و سطحى بوده و اشباع كنندهء غرايز آنها نباشد . و پس از نزول قرآن مجيد كه « فيه تفصيل كلّ شيء » و هيچ رطَب و يابسى از علوم و معارف دينى نيست ، مگر در آن مندرج است ؛ يعنى در ظهر و بطن آن است ، به يقين ، سلسلهء بشر به جايى نمىرسد كه اين كتاب براى آنها ابتدايى و غير قابل استفاده باشد . و امّا در جملهء دوم ، يعنى « و الفاتح لمّا استقبل » ، ظاهر اين است كه مراد ، فتح باب ولايت و امامت خاصّه است ؛ زيرا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى جهان پس از خود به دستور خداوند ، ولايت و امامت خاصّى را پىريزى نمود كه از نظر كيفى و كمّى ، بىسابقه و لاحقه بود ؛ بدين معنا كه دوازده نفر خليفه و جانشين براى خود تعيين نمود كه همه در تمام ابعاد وجودى ، نظير خودش انسان‌هاى ما فوق و معصوم بوده و در جهات ولايت و امامت ، برتر از همه پيامبران گذشته بودند . اين افراد را تا انقراض نسل بشر ولىّ امر و امام و متصدّى امور همهء جهانيان و مُهَيمَن قرار داد كه يازده نفرشان تا مدّت محدودى هر چند « باطناً ومغموراً » امامت مىكنند و نفرِ دوازدهم ، مدّتى غايب است و سپس ظهور مىكند و تا آخر دنيا متصدّى منصب امامت و ولايت است و روز ظهور او از حوادث عظيم عالم تكوين و روز قرار گرفتن ولايت و امامت جهان ، براى هميشه و به نحو ابدى در دست اهلش است . زيرا از آغاز آفرينش آدم عليه السلام تا آن روز ولايت امر امّت ، هر چند تشريعاً از آنِ صالحان بوده ؛ ليكن سلوب از اهلش بوده و از اين رو ، خداوند به ارادهء تكوينى خواسته كه پس از ظهور آخرين خليفه تا آخر جهان ، تصدّى امر امّت ، از آنِ اهل بيت پيامبر اسلام باشد و به احَدى اجازهء تخلّف از آن را ندهد . و اگر رحلت او پس از ظهور و پس از تبديل جهان ظلم به جهان عدل در
كشكول حكمت (فارسى) — صفحة 268 | الشيخ علي المشكيني