ارادهء حتمى خداوند ، پيش از انقراض نسل بشر مقدّر باشد ، از يازده نفر گذشته ، برخى را زنده مىكند كه جهان را اداره نمايد و اين همان امرِ عظيم است كه فتحِ باب آن به وسيلهء پيامبر اسلام آغاز شد .
و امّا جملهء « و المُهَيمِن على ذلك كلّه » كلمهء مُهَيمِن ، محتمل است لغت اصيل عربى يا دخيل باشد و به هر حال ، معنا شده به رقيب و حافظ و شاهد و قائم به امر .
و كلمهء « ذلك » ، اشاره به دو موصول گذشته است و مراد ، اين است كه پيامبر اسلام نسبت به مفاد هر دو جمله ، مُهَيمِن و ناظر و مراقب بوده و همهء پيامبران گذشته را به اسم و صفات و علوم و اخلاق و اعمال و حوادث و واقعه در تمام عمرش مىشناخته و عالِم بوده ، و نيز نسبت به اصول و فروع و آداب و سنن گذشته ، همانند شريعت خويش ، آشنا و بدانها عارف بوده و همهء كتابهاى آسمانى گذشته را با الفاظ و معانى و محتوا مىدانسته و شاهد و رقيب همه بوده است .
و قرآن مجيد ، خود ، قرآن را مُهَيمنِ كتب گذشته ذكر كرده است پس پيامبرى كه ظاهر و باطن قرآن را مىدانسته بر آنها مُشرِف بوده ، و نيز بر امامتى كه تشريع كرده ناظر و مُشرِف و مُهَيمِن است و تا آخر جهان بر آنها ، ناظر و رقيب است .
شعر
جائت سليمانَ يوم العيد قبرةٌ * أتت بفخذ جراد كان في فيها
ترنّمت بفصيح القول و اعتذرت * إنّ الهدايا على مقدار مهديها « 1 »
شعر
در ضمير ما نمىگنجد به غير از دوستْ كس * هر دو عالم را به دشمن ده ، كه ما را دوستْ بس
( اوحدى مراغهاى )
هامش
( 1 ) . روز عيد ، چكاوكى خدمت سليمان نبى آمد و ران ملخى را كه در دهان داشت ، پيشكش كرد . با گفتارى فصيح و رسا آواز سر داد و عذر خواست كه هديهء هر كس به اندازهء توان اوست .