و كان يحرم أن ينادى باسمه ، فيقول : يا محمّد ، يا أحمد ، و لكن يقول : يا نبي اللَّه ، يا رسول اللَّه ، يا خيرة اللَّه إلى غير ذلك .
26 . كان يستشفى به صلى الله عليه و آله .
27 . كان أولاد بناته ينسبون إليه و أولاد بنات غيره لا ينسبون إليهم .
28 . قال صلى الله عليه و آله : سمّوا باسمي و لا تكنوا بكنيتي بمعنى كراهة الجمع بين الإسم و الكنية و إلّا فالتسمية بكنيته شايعة .
« 1 »
هامش
( 1 ) . دوم ، امور مربوط به غير ازدواج :
1 . خاتم و آخرين پيامبر است .
2 . امتش بهترين امتاند : قرآن : « بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد » .
3 . فسخ تمامى اديان گذشته و نسخ آنها به سبب دين پيامبر است .
4 . شريعتش ابدى است .
5 . كتابش ( قرآن ) معجزه است ، بر خلاف ديگر كتب پيامبران .
6 . حفظ كتابش توسط خدا از دگرگونى و تبديل ، كه پس از حيات پيامبر نيز بر مردم حجّت بود ؛ امّا معجزات پيامبران پيشين وقتى از دنيا رفتند ، از بين رفت .
7 . يارى پيامبر توسط خدا با ترس و وحشت انداختن در دل دشمنان كه حتّى به فاصلهء يك ماه راهپيمايى دور بودند . دشمنى كه يك ماه تا رسيدن به پيامبر ، فاصله داشت ، از او مىترسيد !
8 . زمين برايش قابل سجده كردن بود و آبش موجب پاكى روح ( وضو و غسل ) .
9 . غنائم برايش روا بود ، امّا براى پيامبران پيشين جايز نبود .
10 . شفاعت كسانى كه گناهان كبيره كرده بودند و فرمود : « شفاعتم را براى كسانى كه گناهان كبيره كردهاند ، ذخيره نمودهام » .
11 . براى تمامى مردمان برانگيخته و مبعوث شد .
12 . روز قيامت سرور فرزندان آدم است .
13 . نخستين كسى است كه روز قيامت ، سر از خاك برمىدارد .
14 . نخستين شفاعت كننده است و اولين كسى است كه شفاعتش پذيرفته مىشود .
15 . نخستين كسى است كه بر در بهشت مىكوبد .
16 . بيشترين پيروان را بين پيامبران دارد .
17 . اجتماع تمامى امتش معصوم بوده ، بر گمراهى اتفاق نظر نمىكنند .
18 . صفوف امتش مانند صفهاى فرشتگان است .
19 . چشمانش مىخوابيد ؛ امّا دلش نمىخوابيد .
20 . از پشت سر مىديد ؛ چنان كه از پيش رو مىديد ، به معناى مواظبت و حس كردن و فرمود : چشمانم مىخوابد ؛ امّا دلم نمىخوابد .
21 . مىتوانست نماز مستحبى را نشسته بخواند ؛ چنان كه مىتوانست ايستاده بخواند ، حتّى بدون عذر و دليل . در مورد ديگران نماز مستحبى نشسته نصف نماز ايستاده محسوب مىشود .
22 . نمازگزار فقط ايشان را در نماز مورد خطاب قرار مىدهد : « السلام عليك ايّها النبيّ و رحمة اللَّه و بركاته » ؛ امّا نمىتواند ديگرى را در نماز خطاب كند .
23 . حرام بود ديگران صدايشان را بر او بلند كنند .
24 . طبق حكم آيه ( آيه چهار سورهء حجرات ) حرام بود ديگران او را از پشت اتاقهاى مسكونىاش صدا كنند و به فرياد بخوانند .
25 . خدا پيامبران را ندا داد و با اسم نام برد و فرمود : « اى يوسف ، روى گردان » ؛ « به دو ندا كرديم : اى ابراهيم » ؛ « اى نوح » ؛ امّا امتياز پيامبر ما آن است كه با ذكر القاب شريفش مورد ندا قرار گرفت و خدا فرمود : اى پيامبر ، اى فرستادهء ما ، اى مزّمّل ( جامه به خود پيچيده ) ؛ اى مدّثّر ( كشيده ردا به سر ) ؛ نام آن حضرت جز در چهار جا كه به رسالتش گواهى داده شده ، و لازم بود نامش برده شود ، نيامده است :
الف ) محمّد رسول خداست ؛
ب ) محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ؛ بلكه فرستادهء خدا و خاتم پيامبران است ؛
پ ) آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و به آنچه بر محمّد نازل شده گرويدهاند ؛ كه حق و از جانب پروردگارشان است ؛
ت ) به فرستادهاى كه پس از من مىآيد و نام او احمد است ، بشارتگرم .
حرام بود ايشان را به نام صدا زده و بگويند : اى محمّد ، اى احمد ؛ بلكه بايد مىگفتند : اى پيامبر خدا ، اى فرستادهء خدا ، اى برگزيدهء خدا و . . .
26 . به دو شفا مىيافتند .
27 . نوههاى دختريش به دو منسوب مىشدند ؛ در حالى كه نوههاى دخترى افراد بدانان منسوب نمىشوند .
28 . فرمود : « به اسمم نام گذارى كنيد ؛ امّا به كنيهام كنيه ننهيد » ؛ يعنى جمع بين اسم و كنيهاش مكروه است ، و گرنه نام گذارى به كنيهاش ( ابوالقاسم ) مرسوم است ( تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، 565 ) .