لو جئته لرأيت الناس في رجل * و الدهر في ساعة و الأرض في دار « 1 »
بيان : توصيف بليغ من شاعر مجيّد و أديب شهير أعمى ، ذا فطانة و فصاحة و هو أبو العلاء المعرّى ، قيل : لمّا سمع فضائل الشريف المرتضى ، علم الهدى قدس سره اشتاق إلى زيارته ، فحضر مجلسه و جرى بينهما رموز و مذاكرات ولمّا خرج من العراق سئل عن المرتضى ، فأنشد البيتين .
« 2 »
شعر
شترى در ميانهء دو خدا * راست گو در كجاى قرآن است
شتر در عربى ناقه است و كلمهء ناقه در اين آيه ميان دو لفظ جلاله واقع شده است :
« فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَ سُقْيهَا » . « 3 »
حديثٌ قصيرٌ
روي عن أمير المؤمنين أنّه قال : أخبرُ تَقْلِه .
« 4 »
و المعنى إذا أخبرت تبغض فإنّ مع التجربة يظهر ما يكره غالباً .
« 5 »
هامش
( 1 ) . ابوالعلا در توصيف سيّد مرتضى خطاب به پرسشگر سرود : اى كه دربارهء وى مىپرسى ، حالا كه مىپرسى ، بدان او راد مردى ، عارى از عار و ننگ است .
اگر نزدش آيى ، مىبينى مردمانى در يك مرد نمودارند و روزگار در ساعتى و زمين در خانهاى جمع گشته است ( الانتصار ، ص 30 ؛ الكنى والألقاب ، ج 3 ، ص 194 ) .
مانند شعر : از شمار دو چشم يك تن كم و ز شمار خرد ، هزاران بيش ، و قرآن در سوره نحل آيه 120 مىفرمايد : « إنَّ إبْراهيمَ كانَ امَّةً » ؛ ابراهيم به تنهايى امتى بود !
( 2 ) . توضيح : توصيفى رسا از شاعرى و الا و اديبى مشهور ، امّا نابينا ، كه زيرك و سخندان بود ، يعنى ابوالعلاى معرى . گفتهاند : وقتى فضايل و نيكوهاى شريف مرتضى علم الهدى را شنيد ، مشتاق ديدنش شد . پس در مجلسش حاضر گشت و بين آن دو سخنان و رموزى رد و بدل شد . وقتى از عراق بيرون آمد ، از وى دربارهء سيّد مرتضى پرسيدند ، كه اين دو بيت را سرود .
( 3 ) . سورهء شمس ، آيهء 13 .
( 4 ) . نقل است كه اميرمؤمنان فرمود : « افراد را بيازماى تا دشمنشان گردى » ( نهج البلاغة ، ج 4 ، ص 101 ) .
( 5 ) . بدان معنا كه اگر امتحان كنى ، از آنان بدت خواهد آمد ؛ زيرا با تجربه كردن ديگران ، اغلب عدم صداقت كه آدمى خوش ندارد ، نمايان مىشود .