تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مقدّمهء دوم : جوامع بشرى ، پس از پيمودن راه توحّش و رسيدن به مرحلهء تعاون و تمدّن ، بر حسب اقتضاى طبيعت و سنّت تكوين ، نيازمند تشكيل حكومت ؛ و در نتيجه ، نيازمند تعيين و انتخاب حاكم شدند ؛ و كتب آسمانى و شرايع الهى نيز بر طبق سنّت تكوين ، نازل گرديد و سنت تشريعى الهى با سنت جاريهء تكوين توافق يافت ؛ « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها » ؛ « 1 » و در نتيجه ، انبياى عظام از طرف حضرت حق ، براى منصب ولايت امّت و حاكميّت جامعه انتخاب شدند و آنان نيز اوصياى خويش را انتخاب نمودند . مقدّمهء سوم : مبنى بر بيان فوق ، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ائمّهء معصومين دوازده‌گانه را به عنوان امامت و ولايت ، بر جوامع بشرى تعيين و انتخاب فرمود ؛ و ائمّه عليهم السلام فقهاى واجدين شرايط افتا و ولايت را به عنوان حاكم و ولىّ امر مسلمين ، در ازمنهء غيبت ، انتخاب و نصب كردند . مقدّمهء چهارم : بنابر مطالب فوق و طبق آنچه از ادلّه استفاده مىشود ، ولايت فقيه ، يعنى : وراثت مقام عدالت از مقام عصمت ، حاكميّت اصلح و اليق بر افراد جامعه در زمان غيبت ، تحقّق مرتبه‌اى از وعدهء الهى بر امامت مستضعفان ، گوشه‌اى از تجلّى حاكميّت خليفه اللَّه بر عباد اللَّه ، حكومت مطلقهء قانون بر ملّت ، تابش آفتاب امامت از پشت پردهء غيبت ، انتخاب اصلح براى اجراى قوانين الهى ، و بالاخره بهترين طرز ممكن براى جريان قانون آسمانى در شريان اجتماع . مسئلهء 1 . در ولىّ امر ، علاوه بر شرايط هفت‌گانهء مذكور در باب تقليد ، شرايط ديگرى از حيث شايستگى روحى مأخوذ است كه عمدهء آن‌ها عبارت است از : 1 . بينش سياسى و اجتماعى و آگاهى از اوضاع زمان . 2 . مديريّت كافى در قلمرو حاكميّت خويش . 3 . پاك بودن از صفت حبّ جاه و مال . 4 . پاكى از صفت جُبْن و ترس .
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 30 .