نظير : شهادت دو نفر عادل ، يا اطميان حاصل از آشنايى نزديك ، و يا حاصل از اشتهار ميان خواصّ مردم - به دست آورد .
مسئلهء 6 . بر مقلّد ، واجب است فتاواى فقيه خود را از طريق معتبرى - نظير :
شنيدن از خود او ، خبر دادن يك نفر يا دو نفر شخص موثّق ، رسالهء فتوايى محفوظ از غلط - به دست آورد .
مسئلهء 7 . براى مسلمانى كه مدّتى عملهاى خود را بدون توجّه به وظيفهء تقليد بهجا آورده باشد ، واجب است بلافاصله از طريق اجتهاد يا تقليد ، موازين اسلامى مربوطه را به دست آورد و آنها را ملاك سنجش و ميزان صحّت و فساد عملهاى گذشته و آيندهء خويش قرار دهد .
مسئلهء 8 . براى كسى كه از غير واجد شرايط تقليد كرده و پس از مدّتى متوجّه شده ، واجب است به شخص واجد شرايط ، رجوع كند و گذشتهها را نيز با فتواى او تطبيق دهد ؛ و در صورت تخالف ، جبران نمايد .
مسئلهء 9 . مبنى بر مسئلهء ( 3 ) براى مقلّد ، مراعات جنبههاى مختلف فقهى در مقام تقليد ، واجب است . پس اگر يكى متخصّصتر در مسايل عبادى يا سياسى و ديگرى در معاملى و اقتصادى باشد ؛ حتّى مثلًا يكى در مسايل نكاح و ديگرى در مسايل حج ، اعلم باشد ، بر مقلّد ، تبعيض در تقليد و مراجعه در هر بابى به متخصّص آن باب ، واجب خواهد بود .
عنوان دوم : ولايت عامّهء فقيه
چند مقدّمه
[ مقدّمهء ] اوّل : « ولايت » در لغت ، دنباله رَوى و تبعيّت بدون فاصله از شىء و بهمعناى سلطه و استيلاء بر شىء و يا كار است ، كه مسلّط ، طبق ارادهء خود ، در مسلّطٌ عَلَيْه ، تصرّف و تدبير كند . و ولايت در اصطلاح فقهى ، از مصاديق معناى دوم و از مناصب قابل جعل و انشا است ؛ و حقيقت آن ، سلطه و حاكميّتى است كه از طرف خداوند دربارهء معصوم و يا از طرف معصوم دربارهء غير معصوم ، انشا و اعطا شود .