بخش سوم : در كيفيّت و چگونگى حكم و قضاوت
و در آن ، چند مطلب است :
مطلب اوّل : در تشخيص مدّعى و وظايف او است در ضمن چند مسئله :
مسئلهء 1 . كلمهء مدّعى ، از نظر مفهوم عرفى روشن است ؛ لكن علما ، تعريفاتى نيز بر آن دارند ؛ مثلًا گفتهاند : مدّعى ، كسى است كه چيزى را عليه ديگرى ادّعا كند - نظير : عين خارجى ، كلّىِ ذمّى ، كار ، عقد زوجيّت ، پرداخت بدهى و غيره - و عقلا ، وى را براى اثبات مدّعاى خود ملزم ببينند ؛ و منكر ، كسى است كه طرف مقابل وى باشد .
و برخى گفتهاند : مدّعى ، كسى است كه اگر دعوا را رها كند ، متاركه حاصل مىشود ؛ و منكر ، عكس وى است .
و دستهاى هم بر آناند : مدّعى ، كسى است كه گفتهاش خلاف اصل و يا خلاف ظاهر است ؛ و منكر ، موافق يكى از آن دو .
و به هر حال ، در روايات ، راجع به تفسير موضوع آن ، چيزى وارد نشده ؛ آنچه هست ، راجع به حكم آن است . و بايد توجّه داشت كه همهء اين تعريفات ، اشاره بر معناى واحدى است كه انظار فقها در صدد بيان آن هستند ، گرچه در مواردى نادر ، اختلافى بين آنها ديده مىشود .
مسئلهء 2 . از ديدگاه اسلام ، نفوذ دعواى مدّعى ، مشروط به امور زير است :
1 و 2 . بالغ بودن از نظر سن و عاقل بودن .