تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
فتواى فوق را در موضوع خاص ، ناقض خواهد بود و نه فتواى مزبورْ حكم را ؛ و اين‌جا است كه حكم به صحّت معامله براى طرفين دعوا و همهء مردم - حتّى فقهايى كه عرق جُنب را نجس مىدانند - نافذ و لازم العمل خواهد بود ؛ چه آن كه « الرادّ عليهم كالرادّ علينا » . « 1 » و بالأخره مىگوييم : چهار صورت در اين مسئله ، تصوّر دارد : 1 . حكم مىتواند ناقض فتوا باشد . 2 . حكم مىتواند ناقض حكم باشد . 3 . فتوا نمىتواند ناقض حكم باشد . 4 . فتوا نمىتواند ناقض فتوا باشد . مسئلهء 4 . اگر يكى از متخاصمان ، درخواست حاضر كردنِ طرف مخاصمهء خود نمود ، اين فرض ، دو صورت پيدا مىكند : حاضر بودن طرف در قريه و يا شهر مربوط ، و غايب بودن او . امّا صورت اوّل : بر حاكم است كه دستور احضار وى را بدهد ؛ چه آن كه احقاق حق و فصل خصومت ، بدان توقّف دارد و نيز تسلّط بر نظاير اين كار از شئون و مقتضيات حكومت قاضى است . و كيفيّت احضار ، ابتدا به وسيلهء ابلاغ شفاهى يا كتبى است ؛ و اگر امتناع ورزد ، حاكم ، حقّ احضار به جبر را دارد ؛ و چنانچه امتناعش به نحو عصيان و سرپيچى از قوانين اسلامى باشد و نه روى اعذارى - مانند مرض و غيره - حاكم مىتواند تعزيرى در خور عملش اجرا دارد ؛ و در صورت عذر ، تكليف مىكند كه وكيل بگيرد و يا محكمه‌اى در نزد او تشكيل شود ؛ و اگر معلوم باشد كه پنهان شده است ، قاضى مىتواند به خانه و اهلش اطّلاع دهد كه [ اگر ] تا سه روز خود را معرّفى نكند درب خانه را خواهد بست و چون سه روز بگذرد مىتواند به درخواست مدّعى ، توعيد مذكور را مُنجز كند .
هامش
( 1 ) . در صفحهء پيشين گذشت .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 417 | الشيخ علي المشكيني / حميد الأحمدي الجلفائي