10 . براى قاضى صحيح نيست موانعى ميان خود و مردم قرار دهد كه ارباب رجوع نتوانند به راحتى به حضورش برسند و عرض حاجت كنند . و برخى ، اين امر را حرام دانستهاند ؛ چه آن كه نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« من وَليَ شيئاً من امور الناس ، فاحتجب دون حاجتهم ، احتجبَ اللَّه دونَ حاجته و فاقته و فقره » ؛
« 1 » كسى كه مباشر امرى از امور مردم شود و ميان آنها و خود ، حاجب و مانع ايجاد كند ، خداوند ميان خود و نيازها و گرفتارىهاى او مانع و حاجب ايجاد خواهد كرد .
لكن مىتوان گفت كه : قرار دادن حاجب و دربان به عنوان تشريفات ، بدون آن كه سبب فوت حوايج مردم باشد ، مكروه است ؛ و اگر سبب آن شود ، قهراً حرام خواهد بود . و روايت نبوى ، محمول بر صورت دوم است .
11 . براى قاضى ، مناسب نيست كه در حال غضب و حالات مشابه آن - مانند :
گرسنگى ، تشنگى ، غصه ، شادى زياد ، كسالت مزاج ، احتياج به تخلّى ، خوابآلودگى ، مصيبت و غيره - قضاوت نمايد ؛ چه آن كه نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« مَن ابتلي بالقضاء ، فلا يقضي و هو غَضبان » ؛
« 2 » قاضى نبايد در حال غضب ، قضاوت كند .
و البتّه اگر در چنين حالاتى قضاوت كند ، حكمش نافذ خواهد بود .
12 . بر حاكمْ واجب است مساوات كامل را بين طرفين نزاع ، مرعى دارد ، گرچه آنها از نظر شخصيّت و منصب و مقام ، با هم متفاوت باشند ؛ مثلًا مساوات در سلامِ ابتدايى ، جواب سلام ، كيفيّت نگاه ، كيفيّت برخورد ، احوالپرسى ، سخن ، روشهاى اخلاقى و عرفى ، اجازهء ورود و خروج ، تعيين جا براى نشستن ، اجازهء سخن ، امر به سكوت ، پذيرايى ، مهمان كردن ، و غيره . و از اين باب است كه اگر متخاصمان ساكت ماندند و شروع به طرح دعوا نكردند ، حاكم مثلًا بايد بگويد : حرفتان را بزنيد . يا هر كس مدّعى است ، شروع به صحبت كند ؛ و نه آن كه به يكى از آنها رو كند و يا خطاب نمايد .
اينها در صورتى است كه هر دو طرف ، مسلمان باشند ؛ و اگر چنانچه يكى مسلم و
هامش
( 1 ) . المبسوط شيخ طوسى ، ج 8 ، ص 87 ؛ عوالي اللآلي ، ج 2 ، ص 344 ، ح 6 .
( 2 ) . الكافي ، ج 7 ، ص 413 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 213 ، ح 33620 .