صاحب جواهر قدس سره مىفرمايد :
امام عدل مىتواند براى زمانهاى بعد از مرگ خويش نيز قاضى نصب كند ؛ زيرا همهء زمانها در اختيار همهء امامان است . آنان معصوم از خطا و اشتباهند ، سخن از هواى نفس نگويند و هر چه مىگويند ، فرا گرفته از وحى الهى است ؛ پس منصوب آنها وقتى به موت آنها معزول مىشود كه نصبش توقيت به موت باشد و نه براى آن كه ولايت آنها محدود به حيات است . و بدين جهت ، اگر ظهور كلام بعضى از آنان نصب دايمى باشد ، بىترديد ، مرگشان سبب انعزال نخواهد بود .
و از اين قبيل است فرمان امام صادق عليه السلام : هر كس از شيعيان ، آشنا به حلال و حرام باشد ، او را به حكومت منصوب كردم . و لذا اين نصب در زمان امام بعدى - كه بيانگر مطلب امام اوّلى است - ادامه دارد ؛ چه آن كه فرمان همهء امامان و شئون و امورشان يكى است . و اين مطلب ، از اصول شيعهء امامى - بلكه از ضروريّات مذهب آنها - محسوب مىشود . « 1 »
آداب قاضى
در اينباره مطالب زيادى گفته شده و برخى كتابى مستقلْ مربوط به آداب قضا نگاشته است ، لكن برخى از آنها دليل شرعى خاصّى ندارد ؛ بلكه از قبيل آداب اجتماعى و امور سياسى و عقلايى است و مىتواند از مصاديق معروف و مشمول اوامر استحبابى آن باشد و برخى ديگر از لوازم و واجبات است .
و به هر حال ، مناسب است قسمتى از اهمّ آنها را به ترتيب زير بيان كنيم :
1 . مقتضى است قاضى قبل از ورود به مكان و محيط قضاوت خويش ، يا بلافاصله پس از ورود اطّلاعاتى از خصوصيّات محل و اهالى و ساكنان آنجا ، خاصّه علما و دانشمندان و روشنفكران و طبقات مختلف مردم به دست آورد ؛ چه آن كه اين عمل ، وسيلهء بينايى و بصيرت در مقدّمات عمل و حُسن انجام كار او خواهد بود ، ممكن
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 40 ، ص 65 .