معنا را مىتوان از آيات و اخبار زير استفاده كرد :
1 . « إنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أنْ تُؤَدُّوا اْلأَماناتِ إلى أهْلِها وَ إذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النّاسِ أنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ » ؛ « 1 » خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان مسترد داريد و هرگاه ميان مردم قضاوت كرديد ، عادلانه كنيد .
پس ظاهر آيه آن [ است ] كه : تنها مراعات عدالت در قضاوتْ كافى است ، مگر آن كه از خارج ، دليلى بر اشتراط امور ديگر باشد ؛ فتأمّل .
2 . امام صادق عليه السلام در اين جمله
« و رجل قضى بالحقّ و هو يعلم ، فهو في الجنّة » .
« 2 » در مقام بيان قضاوت چهارگانه مىفرمايد : مردى كه قضاوت به حق كند و خود عالم به حكم باشد ، او استحقاق بهشت را دارد .
مرحوم صاحب جواهر پس از نقل عدّهاى از آيات و روايات مربوطه مىفرمايد :
نصوص و ادلّه در اين مقام ، به كمك همديگر ، انسان را به حدّ اعلا از مراحل يقين مىرساند كه مدار صحّت و ملاك نفوذ قضا ، تنها حق بودن قضاوت است و اينكه اگر شخصى از اهل بيت وحى عليهم السلام حكمى يا احكامى فرا بگيرد و ميان مردم بدان حكم قضاوت كند ، گرچه مرتبهء اجتهاد و استنباط را نداشته باشد ، قضاوتش مندرج در تحت ادلّهء شرعيّه خواهد بود ؛ و بلكه مىتوان گفت : احكام روشن و قطعى كه از راه تقليد به دست آيد ، كمتر از احكام اجتهادى امارى و اصولى مجتهد نيست . « 3 »
3 . امام صادق عليه السلام در خبر معتبر ابى خديجه مىفرمايد :
« إيّاكم أن يحاكم بعضكم بعضاً إلى أهل الجور ، و لكن انظروا إلى رجل منكم يعلم شيئاً من قضايانا ، فاجعلوه بينكم ؛ فإنّي قد جعلته قاضياً فتحاكموا إليه » :
« 4 » مبادا محاكمهء خود را نزد اهل جور بريد ؛ بنگريد به سوى مردى از خودتان كه چيزى از احكام ما را بلد است ، او را قاضى قرار دهيد ؛ زيرا من او را
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 58 .
( 2 ) . الكافي ، ج 7 ، ص 407 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 22 ، ح 33105 .
( 3 ) . جواهر الكلام ، ج 40 ، ص 15 - 17 .
( 4 ) . الفقيه ، ج 3 ، ح 3216 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 13 ، ح 33083 .