[ ادلّهء لزوم علم براى قاضى ]
و امّا علم - يعنى اطّلاع و آگاهى از مسائل قضا و ساير احكام مربوطه - اشتراط اين صفت در قاضى ، به دلايل زير است :
1 . اصالت عدم نفوذ حكم و قضاوت كسى در حقّ كسى مگر در فرض ورود دليل معتبر ؛ و دربارهء جاهل ، چنين دليلى نيست .
2 . مقبولهء عمر بن حنظله كه امام صادق عليه السلام فرمود :
« ينظران
[ إلى ]
من كان منكم ممّن قد روى حديثنا ، و نظر في حلالنا و حرامنا ، و عرف أحكامنا ، فليرضوا به حكماً ؛ فإنّي قد جعلته عليكم حاكماً » :
« 1 » متخاصمين بايد نگرشى به كسى كه از خود شما شيعيان باشد بكنند ، از كسانى كه حديث ما را نقل مىكنند ، دربارهء حلال و حرام ما نظر دارند و احكام ما را مىفهمند ، به حكومت و قضاوت وى رضا دهند ؛ چه آن كه من او را براى شما حاكم قرار دادم .
3 . امام عليه السلام در خبر معتبر ابى خديجه مىفرمايد :
« لكن انظروا إلى رجل منكم يعلم شيئاً من قضايانا ، فاجعلوه بينكم ؛ فإنّي قد جعلته قاضياً ، فتحاكموا إليه » :
« 2 » شما شيعيان ، متوجّه مردى از خودتان بشويد كه آشنا به چيزى از احكام ما مىباشد و سپس او را ميان خود به قضاوت بر گزينيد ؛ زيرا من او را قاضى قرار دادم ، پس نزاع و محاكمه به سوى او ببرند .
4 . قول امام باقر عليه السلام :
« من أفتى الناس به غير علم و لا هدى من اللَّه ، لعنته ملائكة الرحمة و ملائكة العذاب ، و لحقه وزر من عمل بفتياه » :
« 3 » كسى كه بدون دانش و دلالت از طرف حق ، براى مردم اظهار نظر كند ، فرشتگانِ رحمت و فرشتگانِ عذاب بر وى نفرين كنند و گناه كسانى كه طبق نظر او رفتار كردهاند ، به گردن او خواهد بود .
استدلال با اين خبر ، مبتنى بر اين است كه كلمهء فتوا ، شامل قضاوت نيز مىشود .
5 . در خبر است دربارهء شمارش اهل نار از حضرت صادق عليه السلام :
« و رجل قضى بالحقّ و هو لا يعلم » :
« 4 » مردى كه از روى نادانى قضاوت كند .
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 67 ، ح 10 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 137 ، ح 33416 .
( 2 ) . الفقيه ، ج 3 ، ص 3 ، ح 3216 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 13 ، ح 33083 .
( 3 ) . الكافي ، ج 7 ، ص 42 ، ح 3 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 20 ، ح 33100 .
( 4 ) . الكافي ، ج 7 ، ص 407 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 22 ، ح 33105 .