تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
يا غير فلزّات مانند صندوق محتوىِ ظرف چينى ، خمرهء جيوه ، يا عسل . دليل بر تعلّق ماليات صدى بيستِ اسلامى بر گنج ، علاوه بر آن‌كه مسئله ، مورد اجماع و اتّفاق علماى تشيّع - و بَلْ علماى اسلام - است ، اخبار زير است : 1 . صحيح حلبى . وى از امام صادق عليه السلام دربارهء گنج سؤال كرد كه : چه حكمى دارد ؟ فرمود : « يك پنجمِ آن را بايد داد » . « 1 » 2 . صحيح عمّار . وى مىگويد : شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمود : « در معادن و . . . و گنج‌ها ، يك پنجم بايد داده شود » . « 2 » مسئلهء 1 . در تعلّق خمس ، فرقى نيست بين آن‌كه گنج ، در بلاد كفّار يافت شود ، يا در اراضى مسلمين ؛ در زمين‌هاى موات باشد ، يا در خرابه‌هايى كه مالك‌شان معلوم نيست ؛ در اراضىِ احيا شده به دست خودِ واجدِ گنج باشد ، يا در اراضىِ خريده شده ؛ در زمين‌هاى موهوبى باشد ، يا ارثى ؛ و نيز در گنجى كه پيدا شده ، اثر و نشانه‌هاى اسلامى باشد ، يا نشانه‌هاى غير اسلامى ، يا آن‌كه بى نشان باشد . در تمام اين فروض ، يابندهء گنج ، بايد يك پنجمِ آن را به امام امّت ، به عنوان خمس ، پرداخت كند . مسئلهء 2 . مشهور بين علماى اماميّه آن [ است ] كه : يابندهء گنج ، در صورت قصد تملّك ، آن را مالك مىشود و در نتيجه ، پرداخت ماليات اسلامى بر او واجب مىگردد . دليل مشهور بر مطلب فوق آن‌كه : اخبارى كه بالمطابقه دلالت بر ايجاب تخميس دارد ، بالالتزام دلالت بر مالكيّت واجدِ كنز دارد . ولى اين استدلال ، مخدوش است ؛ چه آن‌كه مفاد « سألتُه عن الكنز ؛ كم فيه ؟ قال : الخمس » آن [ است ] كه مقدار واجب الأداء در گنج ، يك پنجم است ؛ و اين كلام ، ناظر نيست بر آن‌كه خود گنج را از چه طريقى مالك شده و يا شرط ملكيّت آن چيست ؟ پس مناسبْ آن [ است ] كه گفته شود : طبق مستفاد از ادلّهء اسلامى ، اصالت در
هامش
( 1 ) . عن الحلبي أنّه سأل أبا عبد اللَّه عليه السلام عن الكنز ؛ كم فيه ؟ فقال : « الخمس » ؛ الكافي ، ج 1 ، ص 546 ، ح 19 ؛ وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 492 ، ح 12562 . ( 2 ) . عن عمّار بن مروان ، قال : سمعتُ أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول : « فيما يخرج من المعادن و . . . و الكنوز الخمس » ؛ الخصال ، ص 290 ، ح 51 ؛ وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 494 ، ح 12566 .