تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
آن‌ها - خاصّه دربارهء رهبران دينى - آن [ است ] كه خود آمر و ناهى ، جامهء فعل معروف ، چه واجب و چه مستحب ، در بر كند و لباس منكر را چه حرام و چه مكروه ، از پيكر روح بيرون نمايد و فضائل اخلاق را در نفس خويش تكامل بخشد و خود را از هر صفت زشتى منزّه سازد ؛ كه اين تصفيه ، كامل‌ترين وسيله براى وادار كردن جامعه بر انجام معروف و ترك منكر خواهد بود ، و خاصّه ، اگر اين مشى عملى را با پند و اندرز زبانى و تشويق و تهديد توأم سازد ؛ چه آن‌كه هر شخصيّتى را گفتارى مؤثّر و هر دردى را درمانى درخور آن است و طبابت جان‌ها و روان‌ها بسى مشكل‌تر از طبابت تن‌ها و ابدان است و صاحب اين رويّه ، برترين افراد امر و نهى را ايفا نموده است . از خداى عظيم ، توفيق وصول و رسيدن به اين مرحله را درخواست داريم . و امّا مرحلهء دوم - يعنى امر و نهى به طريق جرح و يا قتل - مورد اختلاف بين علما است . برخى بر آن است كه واجب است و فرقى در وجوب امر و نهى ، بين مراتب مختلف آن نيست ، گر چه مرتبهء قتل باشد . و على الظاهر ، دليل صاحبان اين قول ، اطلاق ادلّهء گذشته است ، كه ايجاب مراحل مزبور ، نه مقيّد به قيدى است و نه مخصوص به شخصى ، مانند گفتهء نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله : « مُروا بالمعروف ، وَ انْهَوْا عن المنكر » . « 1 » و خبرى كه از على عليه السلام در تاريخ طبرى نقل شده : « و من أنكره بالسيف لتكون كلمة اللَّه العليا و كلمة الظالمين السفلى ، فذلك أصاب سبيل الهدى » . « 2 » و گفتهء امام باقر عليه السلام : « و صُكّوا بها جِباههم ، و لا تخافوا في اللَّه لومة لائم » . « 3 » و هر دو روايت ، قبلًا گذشت . جواب از مبناى فوق آن [ است ] كه : سوق كلام و توجيه خطاب در روايات فوق و نظاير آن‌ها گرچه به نحو عموم است ، لكن بىترديد ، مراد حقيقى و طرف خطاب ، خصوص كسانى هستند كه واجد صلاحيّت انجام اين امور - به طورى كه مصالح امّت و اجتماع تأمين شده و ضررى متوجّه نشود - مىباشند ؛ يعنى حاكم عادل و ناظر
هامش
( 1 ) . التوحيد صدوق ، ص 34 ، ضمن ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 125 ، ح 21150 . ( 2 ) . روضة الواعظين ، ص 364 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 133 ، ح 21169 . ( 3 ) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 181 ، ح 372 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 131 ، ح 21162 .