آن مردم و سنگ است ، نگه داريد - وارد شده ، دالّ بر اينكه حدّ واجب از امر و نهى ، بيش از ابلاغ لفظى نيست كه مثلًا پدر به فرزند خود بگويد : فلان عمل را به جاى بياور و فلان عمل را ترك كن . و بنابر اين ، اين اخبار ، مخالف ادلّهء فوق خواهد بود .
اخبار مذكور ، عبارت است از :
1 . امام صادق عليه السلام فرمود : « هنگامى كه آيهء « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا . . . » نازل گرديد ، مردى در مسجد بنشست و مشغول گريه شد و مىگفت : من نسبت به نفس خويش ناتوان از تكليف امر و نهى و تحميل معروف و منكر بودم و حال مكلّف شدم كه خانوادهء خود را نيز وادار نمايم . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : بر تو اين بس كه آنان را به انجام آنچه به خود تلقين مىكنى فرمان دهى و از آنچه خود را زجر مىكنى نهى فرمايى » . « 1 » 2 . ابى بصير دربارهء آيهء فوق به امام صادق عليه السلام عرضه داشت : چگونه اهل خود را نگه دارم ؟ فرمود : « به آنچه خداوند امر كرده ، فرمان ده ؛ و از آنچه خداوند ، نهى نموده ، نهى كن ؛ كه اگر فرمان بردند ، آنان را نگه داشتهاى ؛ و اگر مخالفت ورزيدند ، تكليف خود را ادا نمودهاى » . « 2 » لكن اين دو خبر و نظاير اين دو ، صلاحيّت معارضه با ادلّهء سابق را ندارند ؛ چه آنكه ظهور تامّ و بلكه صراحت اخبار گذشته در اينكه امر و نهى داراى مراتب سه گانه است و انجام همهء مراتب واجب و لازم است ، قابل انكار نيست ، خاصّه در برخى از آنها كه امام مىفرمايد :
« ما جَعَل اللَّه بسط اللسان و كّف اليد ، و لكن جعلهما يبسطان معاً و يكفّان معاً » :
« 3 » دستور خداوند در مورد امر و نهى ، چنين نيست كه زبان شخصْ باز و
هامش
( 1 ) . لمّا نزلت هذه الآية : « يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا » جلس رجل من المسلمين يبكي ، وقال : أنا عجزت عن نفسي ، وكلّفت أهلي ، فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : حسبك أن تأمرهم بما تأمر به نفسك ، وتنهاهم عمّا تنهى عنه نفسك » ؛ الكافي ، ج 5 ، ص 62 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 148 ، ح 21205 .
( 2 ) . قلت : كيف أقيهم ؟ قال : « تأمرهم بما أمر اللَّه ، وتنهاهم عمّا نهاهم اللَّه ؛ فإن أطاعوك ، كنت قد وقيتهم ؛ وإن عصوك ، كنت قد قضيت ما عليك » ؛ الكافي ، ج 5 ، ص 62 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 148 ، ح 21206 .
( 3 ) . الكافي ، ج 5 ، ص 55 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 143 ، ح 20174 .