مصاديق امر و نهى محسوب نمىشوند ؛ بلكه اوّلى - يعنى اعتقاد - يكى از اعمال باطنى و حالات مغزى انسان است كه نسبت به اعتقاديّات و اصول عقايد ، مانند توحيد و معاد ، واجب نفسى ؛ و نسبت به احكام فرعى ، مانند وجوب زكات و جهاد ، واجب مقدّمى است .
و دومى - يعنى حبّ و بغض - از علايم و آثار ايمان است ؛ چه آنكه معتقد به حسن و صلاح يك عمل ، طبعاً تحقّق آن را دوست دارد ؛ و معتقد به زشتى و فساد عملى ، تحقّق خارجى آن را مبغوض خواهد داشت و نه آنكه اين دو صفت امر و نهى باشند .
لكن مستفاد از روايات زيادى آن [ است ] كه : امر قلبى ، جزء مراتب امر به معروف و نهى از منكر و مشمول عموم با اطلاق ادلّهء باب است ؛ پس اين ادلّه ، نسبت به ادلّهء عامّهء امر و نهى حاكم است و مورد بحث را به عنوان تعبّد از افراد و مصاديق امر و نهى قرار مىدهد ؛ نظير روايات زير :
1 . امام باقر عليه السلام فرمود :
« فأنكروا بقلوبكم ، و الْفَظوا بألسنتكم ، و صُكّوا بها جِباهَهم » .
« 1 » امام عليه السلام پس از آنكه از وجوب امر و نهى مطالبى بيان مىكنند ، مىفرمايند : نتيجه آنكه بايد به قلبها انكار كنيد و به زبانها سخن گوييد و در عمل بر پيشانى مرتكبان گناه ، محكم بكوبيد .
2 . على عليه السلام فرمود :
« مَن ترك إنكارَ المنكر بقلبه و لسانه و يده ، فهو ميّت بين الأحياء » ؛
« 2 » كسى كه منكر را به قلب و زبان و دست خويش انكار نكند ، او مردهاى است ميان زندگان .
3 . على عليه السلام فرمود : « كسى كه مشاهده كند ظلمى مورد عمل است و يا به سوى منكرى دعوت مىشود ، آن را به قلب تقبيح و انكار كند ، او سالم و برىء الذمّه خواهد بود ؛ و اگر به زبان ، زجر كند ، مأجور است و راجحتر از انكار قلبى است ؛ و چنانچه با شمشير جلوگير شود ، بدين جهت كه قانون اللَّه فراتر رود و زبانهء ستمگران فروتر
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 5 ، ص 56 ، ح 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 131 ، ح 21162 .
( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 181 ، ح 374 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 132 ، ح 21165 .