فصل هفتم : [ ادلّهء ذو مراتب بودنِ فريضهء امر و نهى ]
اظهر آن [ است ] كه بر آمر و ناهى واجب است در كيفيّت امر و نهى ، مراتب را به طرز الْأسْهَل فَالْأسْهَل ، مَرعى دارند و از مرتبهء سهلتر شروع كرده ، به تدريج رو به شدّت روند ؛ مثلًا در مرحلهء امر و نهى زبانى ، از اشاره و كنايه و تصريح و اندرز و مثال و تشويق و غيره شروع نمايند و سپس به تهديد و تشر و نحو آن عمل كنند ؛ و در مرحلهء امر و نهى عملى ، از رو گرداندن و قهر كردن و جوابِ سؤال ندادن و غيره شروع كنند و سپس با ضربِ خفيف و يا حبس قَليل الْمُدّة تا ضرب شديد و احياناً قتل ، منتهى شوند .
مدرك مطلب فوق ، ادلّهء زير است :
1 . عدّهاى از اخبار باب كه دلالت بر تدريجى بودن انجام اين وظيفه دارد ؛ از آن جمله ، اخبار زير است :
الف . در خبر معتبر سكونى ، على عليه السلام فرمود :
« أَدْنَى الْإنكار أن تلقى أهل المعاصي بوجوه مكفهرّة » :
« 1 » كمترين درجهء نهى از منكر آن [ است ] كه اهل معصيت را با ترشرويى مواجه شوى .
اين حديث ، شاهد آن است كه انكار قلبى ، جزء مراتب نهى از منكر نيست و مستبعد نيست بگوييم : نهى زبانى ، مرتبهء دوم است و نه مرتبهء اوّل ؛ بدين معنا كه مرتبهء اوّل ، اظهار مطلب و توجيه طرف است به معروف و منكر ، به وسيلهء جهاتى غير
هامش
( 1 ) . تهذيب الأحكام ، ج 6 ، ص 177 ، ح 356 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 143 ، ح 21194 .