نهى از منكرِ خداوند است .
و امّا مراحل آن ، كه دربارهء ديگران متصوّر است ، بى ترديد ، آنچه طبق قانون لطف بر عهدهء خداوند است ، امور زير است :
1 . انشا و تشريع احكام بعثى ( چه وجوبى و چه استحبابى ) و احكام زجرى ( چه تحريمى و چه كراهتى ) .
2 . ابلاغ و عرضه داشتن به وسيلهء انبياى عظام و جانشينانشان بر همهء مكلّفان ، يا حدّأقل بر عدّهاى از آنها ، به طورى كه در دسترس طالبان دين و پويندگان حقيقت قرار گيرد ، اگر چنانچه لزوم ابلاغ بر هر فرد را نتوانيم اثبات كنيم .
3 . وضع و انشاى قوانين ناظر و ضامن اجراى برنامهء اصلى ، طبق آنچه بيان شد ؛ نظير ايجاب بيان و تحريم كتمان نسبت به كسانى كه آنها را فرا گرفته و عالم شدهاند .
4 . جعل و وضع پاداشها و مجازاتهاى جزايى و كيفرى و بيان و ابلاغ آن در شكل وعد و وعيد .
و البتّه همهء اين مراحل ، از طرف خداوند انجام يافته و مراجعه به كتاب الهى در اين باره ، مُغنى « 1 » از همه چيز است .
و امّا مرحلهء اخير آن - يعنى وادار كردن تكوينىِ مكلّف به انجام واجبات و ترك محرّمات - بىشبهه ، اين مرحله ، از خداوند ، محقّق نمىشود و نبايد بشود ؛ چه آنكه تعلّق ارادهء تكوينى بدين نحو ، سبب سلب اختيار و ارادهء مكلّف است ؛ و آن ، امرى است از نظر معتقدات شيعه مُسَلَّمُ الْبُطلان ؛ چنانچه قرآن مىفرمايد : « وَ لَوْ شَآءَ رَبُّكَ لَأَمَنَ مَن فِى الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ » ؛ « 2 » اگر مشيّت حتمى و ارادهء تكوينى خداوند ، تعلّق گيرد كه همهء ساكنان زمين ، داراى ايمان و باور باشند ، بدون ترديد ، تحقّق مىيابد ( ولى خداوند اين كار را نمىكند ) پس اى پيامبر ! تو مىخواهى مردم را به گرويدن ، مجبور كنى ؟ !
هامش
( 1 ) . بىنياز ، بىنياز كننده .
( 2 ) . سورهء يونس ، آيهء 99 .