فصل دوم : در بيان مفهوم كلمهء « معروف » و « منكر »
« معروف » يعنى شناخته شده ؛ و مراد ، فعلى است كه در نزد عقل و يا شرع ، به نيكى شناخته شده باشد . پس شامل هر عمل واجب و مستحب در نزد شرع ، و هر عمل نيكو و مطلوب در نزد عقل مىشود ، گر چه مىتوان گفت كه اين دو عنوان - يعنى مطلوب شرعى و محبوب عقلى - از هم انفكاك ندارد ؛ بدين معنا كه : هر مطلوب شرعى ، محبوب عقلى ؛ و هر محبوب عقلى ، مطلوب شرعى است ؛ لكن مواردى ندرتاً نقطهء انفصال يكى از دو عنوان است كه در علم اصول اشاره شده است . در علم اصول ، مسألهاى تحت عنوان « كلّما حَكَمَ به العقلُ حَكَمَ به الشرعُ ، وكلّما حَكَمَ به الشرعُ حكم به العقلُ » مطرح است ، به علم اصول مراجعه شود .
و امّا « منكر » در مقابل معروف ، به معناى « شناخته نشده » است ؛ يعنى عملى كه در شرع اسلام به نيكى شناخته نشده و مراد آنكه : محكوم به زشتى و مبغوضيّت باشد ؛ و يا آنكه در نزد عقلْ قبيح و ناروا محسوب گردد . راغب اصفهانى در ترجمهء منكر مىگويد :
منكر ، هر عملى است كه خِردهاى سالم ، به زشتى آن قضاوت كنند ؛ و يا اگر خِرد در حُسن و قُبح آن توقّف نمايد ، قوانين اسلام ، به زشتى آن حكم كند . « 1 »
و طبق اين بيان ، منكر ، شامل محرمات و مكروهات - هر دو - خواهد بود .
هامش
( 1 ) . مفردات غريب القرآن ، ص 331 ( عرف ) .