در كيفيّت تصدّى به احكام و سيرهء مردم ، در فرا گرفتن آن بر اين طرز دوم ، مستقر شده است ؛ و آيهء شريفه ، اين معنا را نيز شامل است .
پس به اين نتيجه رسيديم كه آيهء شريفه ، هم حجّت بودن نقل روايت و هم حجّيّت فتواى مجتهد را اثبات مىكند .
سوم از ادلّهء وجوب تقليد ، رواياتى است كه در اينباره از ائمّه معصومين وارد شده [ و ] اثبات مىكند آنها كه در [ اين ] رشتهء مذهبى وارد نيستند ، بايد از علما و محقّقينِ اين فن ، تقليد كنند . و در اين قسمت ، به نقل رواياتى چند ، اقتصار مىشود :
روايت اوّل : نجاشى - كه يكى از علماى شيعه است - در كتاب رجال معروف خود ، از امام محمّد باقر عليه السلام نقل مىكند : آن حضرت ، به يكى از شاگردان مبرّز خود به نام « ابان » چنين فرمود :
« يا أبان ، اجلس في المسجد ، و أفت الناسَ ؛ فإنّي احبّ أن يُرى في أصحابي مثلك » ؛
« 1 » اى ابان ! هرگاه به مدينه آمدى ، در مسجد پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله جلوس كن و براى مردم فتوا بده ؛ چه آن كه دوست دارم مردم همانند تو را در ميان اصحاب من ببينند . . . .
ابان ، مردى مجتهد و صاحب فتوا بوده و امام پنجم به فتوا دادن او براى اينكه مردم بشنوند و عمل كنند ، امر مىكرد ؛ و همهء اهل فتوا در نظر امام عليه السلام مانند اباناند .
روايت دوم : در كتاب وسائل الشيعه كه بزرگترين كتاب روايتى شيعه است ، در باب يازدهم كتاب قضا ، از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت به « معاذ » نامى فرمودند :
« بَلَغنى أنّك تقعد في الجامع و تفتي فيه ؟ » قلتُ : نعم ، يجيء الرَّجل ، أعرفه بمودّتكم و حبّكم ، فاخبره بما جاء عنكم ، فقال : « اصنع » ؛ « 2 »
اى معاذ ! چنين شنيدهام در مسجدى نشسته براى مردم فتوا مىدهى ؟ عرض كردم : چنين است ؛ از آنچه كه از شما به دستم رسيده ، براى دوستان شما مىگويم ، فرمودند : چنين كن .
هامش
( 1 ) . منتهى الاصول ، ج 2 ، ص 633 . و در وسائل الشيعة ، ج 30 ، ص 291 چنين آمده است : « اجلس في مجلسالمدينة ، و أفت الناس ؛ فإنّي احِبُّ أن أرى في شيعتي مثلك » .
( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 233 ، ح 21444 .