ولى ناگفته نماند كه مسايل مذهبى ، منقسم به دو قسم است :
اوّل : مسايل اصولى ، از قبيل : توحيد و اوصاف پروردگار و نبوّت و امامت و معاد .
دوم : مسايل فروعى ، از قبيل : مسايل عبادات و معاملات و امثال آنها .
قسمت اوّل ، فعلًا از موضوع صحبت اين اوراق ، بيرون است و مسلّماً جاى تقليد و تبعيّت نيست ؛ بلكه هر انسانى عاقل ، بايد دربارهء خداشناسى و اعتقاد به كتابهاى آسمانى و پيغمبران و جانشينان آنها و اعتقاد به معاد و عالم آخرت ، مستقل و مجتهد بوده ، اين امور را به طرز استقلال فكرى و استدلال عقلى ، درك كرده ، معتقد شود . و فعلًا بحث و گفتوگو در احكام فرعيّه و مسايل مربوط به فروع دين است ؛ چه آن كه براى هر يك از مسايل اصولى ، دليلى روشن و مختصر كه در خور استعداد افكار عوام باشد ، مىشود اقامه كرد ؛ ولى در استنباط احكام فرعيّه ، شرايطى لازم است كه براى همهء مردم ، امكانپذير نيست ، چنانچه ان شاء اللَّه در سؤال 10 روشن خواهد شد .
سؤال 3 : مجتهد در احكام شرعيّه كيست ؟ و مرجع تقليد در اين رشته ، چه كسى است ؟
جواب : مجتهد ، كسى است كه قادر باشد مسايل مذهبى مردم را راجع به عبادات و معاملات و ساير امور زندگى ، از مدارك و منابع « 1 » آن ، استخراج كند . و به تعبير ديگر ، دستورات مذهبى و حلال و حرام الهى و برنامههاى آسمانى را كه پروردگار بر [ عهدهء ] بندگانش گذاشته ، همه را از مأخذ و مدارك آن بيرون كشيده و مورد عمل خود و ديگران قرار دهد .
سؤال 4 : تكليف انسان مسلمان و معتقد ، دربارهء مسائل مذهبى خودش چيست ؟
جواب : او بايد مجتهد باشد ، يا آن كه تقليد از مجتهدى داراى شرايط كند .
سؤال 5 : علّت اين كه ناچار است يكى از اين دو راه را اختيار كند چيست ؟
جواب : شكّ و ترديدى نيست در اينكه هر دينى از اديان آسمانى ، پيروان خود را
هامش
( 1 ) . [ بحث پيرامون ] مدارك احكام ، در مسئله 11 خواهد آمد .