حدوث بيمارى و اسباب زوال آن ، از حيطهء قدرت وى بيرون باشد ، اين عمل نيز گذشته از اينكه لازم نيست ، زشت و بىمورد است .
دوم : آيهء شريفهء « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِى الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إذا رَجَعُوا إلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » ؛ « 1 » ( ممكن نيست همهء مؤمنان از جايگاه خويش براى فرا گرفتن حقايق دينى كوچ كنند ) ؛ پس حتماً از هر گروهى ، چند نفر سفر كنند تا دربارهء احكام دين ، فقيه و دانشمند شوند و هنگامى كه به محيط و مجتمع خويش برگشتند ، آنان را به وسيلهء ابلاغ مطالب دينى و حقايق مذهبى ، انذار كنند ؛ باشد [ كه ] آنها بترسند و از گفتار منذرين ، پيروى كنند .
اين آيهء شريفه ، تفقّه - يعنى تحصيل دانش دينى - را براى عدّهاى واجب مىكند ، سپس براى فقها و دانشمندان مزبور ، ابلاغ آنچه را كه نتيجهء زحمتها و تحصيلشان مىباشد ، لازم مىنمايد . ولى ناگفته نماند كه راه فرا گرفتن دانش دينى و قرار دادن آن در دسترس صاحبان ، احتياج به دو طرز قابل تحقّق است كه هر دو راه را آيهء شريفه ، تأييد و تثبيت مىكند :
اوّل : فرا گرفتن متن روايت وارده و نقل به ديگران ، كه غالباً رويّهء ياران ائمّه و اصحاب معصومين عليهم السلام در اعصار سابقه ، چنين بوده ؛ فلذا آنان را رُوات و ناقلين حديث مىناميدند . و بدين مناسبت گفته شده كه : از آيهء شريفه ، حجّيّت خبر واحد ، استفاده مىشود .
دوم اينكه : محصّل اين فن و تتبّعكنندهء اين رشته ، در آيات شريفه و روايات واصله ، دقّت كرده ، يك نحوهء سنجش علمى و جمع و طرح فنّى و اعمال قواعد اصولى - كه به نام اجتهاد ناميده مىشود - انجام دهد و پس از تجزيه و تحليل ، عصارهء عمل خود را به نام فتوا در دسترس ديگران بگذارد ؛ چنانچه عدّهاى از شاگردان ائمّهء هُدا ، چنين بوده و از اوايل زمان غيبت حضرت ولىّ عصر - أرواحنا فداه - رويّهء علما
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 122 .