بلاتكليف و مهمل و مانند بَهايم و حيوانات ، بدون وظيفه و باطل نگذاشته است ؛ بلكه احكام و دستوراتى آورده [ كه ] بايد پيروانش ، اوّلًا دنبال تحصيل و تعلّم آن رفته ؛ و ثانياً به مرحلهء عمل و اجرا در آورند . دين مبين اسلام نيز كه آخرين دستور آسمانى و خاتم اديان است ، احكام و قوانينى دارد كه بايد آن را از ميان آيات قرآنى و احاديث معصومين عليهم السلام جستوجو كرد و با تحمّل مشقّتها و تحصيل شرايطى مخصوص ، استنباط و استخراج نمود .
بنابراين ، كسى كه خودش وارد تحقيق و تتبّع شود و از منابع فوق ، احكام خويش را به دست آورد ، او مجتهد است ؛ و كسى كه آن قدرت يا وقت [ آن ] را ندارد ، بايد از مجتهد و مستنبط ، تبعيّت و پيروى كند ؛ و او مقلّد است . پس مسلمان ، بايد يا مجتهد باشد يا مقلّد .
سؤال 6 : دليل اين مطلب را كه بايد از مجتهد تقليد كرد ، روشن كنيد ؟
جواب : كسى كه در احكام مذهبى خودش مجتهد نيست ، بايد از يك نفر مجتهد تقليد كند ؛ به چند دليل :
اوّل : به حكم عقل و خرد و اقتضاى فطرت و وجدان و روش عُقلا و خردمندان ؛ زيرا اگر مثلًا بيمارى ، از تمييز مرض خويش و تشخيص داروى بهبود بخشندهء آن ، عاجز شود و راهى جز مراجعه به ديگران نداشته باشد ، عقل و وجدان چنين انسانى ، قضاوت خواهد كرد [ كه ] بايد به انسانى كه در شناسايى مرض و تشخيص داروى آن بصير باشد ، مراجعه كند و گفتهء وى را قبول كرده ، در مورد اجرا گذارد .
و اگر با تمكّن ، از مراجعه ، مضايقه كند و در نتيجه گرفتار ناراحتىها و شدّت مرض يا چنگال مرگ شود ، در پيش وجدان و خرد ، مورد توبيخ و سرزنش بوده ، عذرش پذيرفته نمىشود .
چنانچه پيدا است اگر بيمار در مقام گرفتن نسخه و دستور ، دكتر معالج خود را استيضاح كند و براى هر يك از دستورات دوايى و غذايى ، دليلى مطالبه كند ، با آن كه پى بردنش به تشخيصات دكتر و خصوصيّات مرض و كيفيّت تداوى و معالجه و علل
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٠٩