او را به او ضامن مىشود ؛ و اگر مثانهء او را پاره كند كه نتواند بول خود را نگهدارد ، مشهورْ آن است كه ديهء كامل زن را ضامن است ؛ و احوطْ آنكه نسبت به مازاد از تلف ، مصالحه نمايند .
عنوان سوم : ديات منافع
همچنانكه بريدن يا فاسد كردنِ هر عضوى از اعضاى بدن ، ديهاى مخصوص بهخود يا به نحو عموم دارد ، براى فاسد كردن و از بين بردنِ منافع هر عضوى نيز ديهاى به نحو خصوص يا عمومْ ثابت است ، گر چه خود آن عضو ، موجود و سالم باشد .
و در اينجا به برخى از منافع ، اشاره مىشود :
مسئلهء 55 . كسى كه به واسطهء زدن يا خوراندنِ دوايى ، عقل انسانى را زايل كند ، ديهء كامل او را ضامن مىشود ؛ و اگر عقلش را ناقص كند ، يك درصد تخمينى از مجموع ديه را ضامن است ؛ مثلًا رفتن نصف عقل ، سبب ضمانِ نصف ديه ؛ و رفتن يكچهارم آن ، سبب ضمان يكچهارم ديه مىشود . و تعيين درصد ، بر عهدهء حاكم است .
مسئلهء 56 . در استقرار ديه به عهدهء جانى ، بايد زوال عقل ، ثابت گردد ؛ و اگر مورد شك و ترديد قرار گيرد ، گفته شده : بايد يكسال صبر كرد تا حقيقت مطلب ، روشن گردد .
مسئلهء 57 . كسى كه قوّهء شنوايىِ انسانى را از بين ببرد ، به طورىكه معالجهپذير نباشد ، ديهء كامل او را ضامن مىشود ؛ و در زوال شنوايىِ يك گوش ، نصف ديه است ؛ و اگر قوّهء سامعه ، ناقص شود ، درصد تخمينى طبق نظر حاكم ، از مجموع ديه ، مأخوذ مىشود .
مسئلهء 58 . ديهء فاسد كردن نور هر دو چشم يك انسانى ، به طورىكه نابينا گردد ، ديهء كامل او ؛ و ديهء از بين بردن ديدِ يك چشم ، نصف ديهء كامل است .
مسئلهء 59 . ديهء فاسد كردن قوّهء شامّه - يعنى بويايى - به طورى كه بويى را درك نكند ، ديهء كامل انسان است ؛ و در نقصان آن ، بايد به نظر حاكم ، مراجعه شود .
مسئلهء 60 . ديهء از بين بردن قوّهء ذائقه - يعنى چشايى - كه هيچ طعمى را درك نكند ،