مقدار از حروف كه به واسطهء جنايت از بين رفته ، به آن اندازه از ديه را بر عهدهء جانى ثابت نمود . بنابراين اگر مقدارى از زبان بريده شود كه تلفّظ 14 حرف ناممكن شد ، جانى بايد نصف ديهء كامل را بپردازد .
مسئلهء 29 . ديهء كندن تمام دندانهاى كسى ، يا شكستنِ آنچه بيرون است ، گر چه لثه باقى ماند ، قيمت كامل انسان است ؛ و در كندن بعضى از آن ، تقسيم مخصوصى ملاحظه شده ؛ بدين طريق كه غالباً عدد مجموع دندانهاى هر انسانى 28 است ؛ ديهء هر يك از دندانهاى 12 گانهء جلويى كه 6 عدد از بالا و 6 عدد از پايين است 12 37 مثقال صيرفى طلا ؛ و ديهء مجموع 12 عدد جلو 450 مثقال طلا است ؛ و ديهء هر يك از 16 عدد دندان عقبى از هر دو طرف 1834 مثقال طلا است ؛ و ديهء مجموع 16 عدد 300 مثقال طلا است .
مسئلهء 30 . ديهء شكستن هر دندانى به طورىكه كشاف بردارد و ساقط نشود ، يك سوم قيمت آن ؛ و شكستن آن به طورىكه مقدار بيرون از لثه ساقط شود ، قيمت تمام دندان است .
مسئلهء 31 . در كندن دندان بچّه يا شكستن آن ، مشهور آن [ است ] كه بايد صبر كرد اگر دوباره نرويد ، تمام ديهء آن ؛ و اگر برويد ، ارش دارد ؛ و احوط ، صلح است .
مسئلهء 32 . ديهء شكستن گردن كه بعداً منحنى و كجِ ملتئم شود ، ديهء كامل انسان است .
مسئلهء 33 . ديهء صدمه زدن به فكّ پايين به طورىكه از جا كنده شود ، يا خرد شود ، ديهء كامل انسان است . بنابراين اگر دندانى همراه فك نباشد ، مانند فكّ پيران يا كودكان ، يك ديه ، لازم مىشود ؛ و اگر دندانهاى پايين ، همراه فك از بين برود ، يك ديهء كامل براى اتلاف فك ؛ و نصف ديه 375 مثقال طلا ، براى مجموع دندانهاى پايين ، ثابت مىشود .
مسئلهء 34 . ديهء بريدن دو دست انسانى از مچها ، به مقدار ديهء كامل او ؛ و ديهء هر يك از دستها ، نصف ديهء او است .
مسئلهء 35 . بريدن هر دستى بالاتر از مچ آن ، تا آنكه به شانه برسد ، در صورتى كه به يك مرتبه بريده شود ، نصف ديه است ؛ و اگر در يك مرتبه از مچ و مرتبهء دومْ مابقى
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٩٤