8 . مأمومه ؛ كه ضربت از استخوان گذشته ، به پردهء مغز برسد . و ديهء آن ، يكسوم ديهء كامل است ( 33 شتر ، يا 250 مثقال صيرفى طلاى سكّهدار ) .
9 . دامغه ؛ يعنى ضربت وارده ، پردهء مغز را نيز پاره كند ؛ و اين جراحت ، غالباً كشنده است ؛ اگر مضروب ، بميرد ، قصاص يا ديهء كامل ، ثابت مىشود ؛ و چنانچه زنده بماند ، بر ديهء قسم قبلى ، مقدارى بر حسب نظريّهء حاكم ، اضافه مىشود .
مسئلهء 64 . در چهار قسم اوّل از جراحتهاى سر كه مربوط به پوست و گوشت است ، در صورت عمدى بودنِ جنايت ، قصاص نيز جايز است ؛ ولى در اقسام اخير كه مربوط به استخوان و مغز است ، قصاص كردن ، جايز نيست [ و ] بايد رجوع به ديه شود .
مسئلهء 65 . ديهء فرو بردن كارد يا امثال آن در جوف بدن انسانى ، يكسوم ديهء كامل است ( 250 مثقال طلا ) ؛ و گفتهاند كه : ديهء فرو بردن كارد در دست و پا ، صد مثقال طلا است .
مسئلهء 66 . ديهء زدن سيلى و نحو آن بهصورت ، كه رنگ صورتْ سرخ شود 18 1 مثقال طلا ؛ و اگر كبود شود 14 2 مثقال ؛ و اگر سياه شود 12 4 مثقال طلاى مسكوك است ؛ و ديهء ضربههاى مشابه آن در بدن ، نصف ديهء صورت است .
مسئلهء 67 . ديهء شل كردن هر عضوى ، دو سوم ديهء كامل آن عضو ؛ و ديهء بريدن عضوى كه شل بوده ، يكسوم آن است .
مسئلهء 68 . ديهء اعضاى زن تا آنجا كه بهاندزهء يك سوم ديهء كامل مرد نرسيده ، مساوى با ديهء مرد است ؛ و پس از رسيدن به آن حد ، به مقدار نصف ديهء او مىشود ؛ مثلًا ديهء يك انگشت زن ، مطابق يك انگشت مرد است ( 70 مثقال طلا ) و ديهء دو انگشت او مطابق دو انگشت مرد ( 140 مثقال ) و ديهء سه انگشت زن مطابق ديهء سه انگشت مرد ( 210 مثقال طلا ) است ؛ ولى ديهء چهار انگشت زن ، مطابق ديهء دو انگشت مرد است ؛ زيرا ديهء چهار انگشت از يكسوم ديهء مرد ، بيشتر است .
مسئلهء 69 . در جراحتهايى كه شرعاً ديهء معيّنى ندارند ، بايد از جانى ، ارش و حكومت گرفته شود ؛ يعنى آنچه كه حاكم اسلامى ، نظر بدهد .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٩٩