ديهء كامل انسان است ( 750 مثقال طلا ) ؛ و مقدار كم شدن و ديهء نقص را بايد طبق نظر حاكم ، تعيين نمود .
مسئلهء 61 . كسى كه به واسطهء ضربه زدن يا خوراندنِ دارو ، قوّهء جماع كسى را باطل كند كه انزال مَنى ، متعذّر گردد ، بايد ديهء كامل يك انسان را به او بپردازد ( 750 مثقال طلا ) .
مسئلهء 62 . ديهء باطل كردنِ صداى كسى كه جوهرهء صوتش زائل شود ، ديهء كامل انسانى است .
عنوان چهارم : جراحتهاى سر و صورت
و آن ، بر چند قسم است :
1 . حارصه ؛ يعنى مجروح كردن سر ، به طورى كه فقط پوستِ ظاهر آن شكافته شود ؛ چه از حيث مساحت طولانى باشد ، يا كوتاه . ديهء اين جراحت ، يك نفر شتر است ؛ يعنى يكصدم ديهء كاملهء انسان .
2 . داميه ؛ يعنى مقدارى هم از گوشت شكافته شود . ديهء اين قسم ، دو نفر شتر است .
3 . متلاحمه ؛ كه به واسطهء ضربه ، مقدارى زياد از گوشت ، شكافته شود ؛ لكن به « سمحاقه » كه پوست روى استخوانِ سر است ، نرسد . ديهء اين قسم ، سه نفر شتر است .
4 . سمحاق ؛ يعنى جرح و جنايت ، به پوست روى استخوان رسيده ، لكن آن پوست را پاره نكرده است . و ديهء آن ، چهار شتر است .
5 . موضحه ؛ كه پوست زيرين نيز پاره شده ، استخوان سرآشكار شود . و ديهء آن ، پنج نفر شتر است .
مسئلهء 63 . تفاوت قيمت در اقسام گذشته ، از ناحيهء تفاوت عمق است ؛ و فرقى در زيادى و كمىِ مساحت - كه مثلًا طول زخم 5 سانت يا 6 سانت باشد - نيست ؛ ولى اگر از دو جا زخم رسيده باشد ، هر زخمى ، حساب جداگانه دارد .
6 . هاشمه ؛ يعنى شكافتن استخوان سر يا صورت . و ديهء آن ، ده نفر شتر است .
7 . منقله ؛ يعنى استخوان سر ، شكسته ، از جايى به جايى منتقل شود . و ديهء آن ، پانزده نفر شتر است .