8 . داد زدن بر كودك يا مريض ، خالى كردن تير ، يا تحريص كردن سگ به سوى كسى ، و غير ذلك .
9 . افتادن از بالا بر روى شخصى ، نه به نحو غير اختيارى .
10 . كندن حفره و غيره در راه مسلمين و افتادنِ شخصى در آن .
11 . كج نهادنِ ديوار و يا كج شدن آن به طرف راه مسلمين و تقصير در اصلاح .
12 . روشن كردنِ آتش در ملك خويش به مقدار بيش از نياز و يا در زمان خطر سرايت با توجّه به سرايت .
13 . روشن كردنِ آتش و جارى نمودن آب در ملك - غير عُدْواناً - و يا در امكنهء عمومى .
14 . ريختن آب بدون جهت و يا انداختن پوست ميوه و غيره در راهها و يا امكنهء عمومى و تضرّرِ مردم .
15 . گذاشتن ظرف و غيره بر سر ديوار يا لب بام به طورى كه مشرف بر سقوط و افتادن بر سر شخصى باشد .
16 . تقصير و مسامحه در نگهدارى حيوان خطرناك - مانند : سگ درنده و شتر و اسبِ هار و غيره - و ضرر زدن آنها بر مردم .
مسئلهء 10 . اگر دو تا ماشين با هم تصادف كنند و رانندهها متعمّد نباشند ، نصف خسارت ماشين هر يك ، بر عهدهء رانندهء ديگرى است ؛ چه ماشينها مال رانندهها باشند ، يا مال ديگران . و بنابراين اگر خسارتها مساوى باشند ، تساقط مىكنند ؛ و اگر زياد و كم باشند ، صاحب زيادى ، تفاوت قيمت را از ديگرى مىگيرد .
و اگر رانندهها نيز كشته شوند ، نصف ديهء هر يك ، بر عهدهء ديگرى است . پس اگر هر دو مرد يا هر دو زن باشند ، ديهها نيز تساقط مىكنند ؛ و اگر يكى مرد و يكى زن باشد ، وارث رانندهء مرد از وارث زن ، رُبع ديهء مرد را طلبكار است .
و اگر يكى از رانندهها بميرد ، وارث وى ، نصف ديهء او را از رانندهء زنده ، طلبكار است ؛ و اگر جراحاتى بر زنده وارد شده ، ديه يا ارش آنها از نصف ديه ، كسر مىشود .
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٩١