تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
مسئلهء 20 . ديهء شكستن استخوان بينىِ كسى به طورى كه بعداً خوب شود ، 75 مثقال طلاى سكّه‌دار است . مسئلهء 21 . قيمت بريدن دو گوش انسان ، مساوى با ديهء خود او ( 750 مثقال طلا ) و قيمت بريدن يك گوش ، نصف ديهء مزبور است . مسئلهء 22 . در بريدن بعضى از لالهء گوش ، بايد تمام ديهء آن [ را ] بر ابعاضش ، بر حسب مساحت ، قسمت كرد و ديه گرفت ؛ مثلًا در بريدنِ يك سوم گوش ، يك سوم ديه ( 250 مثقال طلا ) و در بريدن يك پانزدهم ( 50 مثقال طلا ) ديه گرفته مىشود . مسئلهء 23 . در پاره كردنِ نرمهء گوش - كه جاى گوشواره است - يك سوم قيمت گوش ، گفته شده [ است ] . مسئلهء 24 . ديهء بريدن دو لب انسان ، ديهء كامل او ؛ و ديهء بريدن يكى از لب‌ها ، نصف ديهء كامل است ؛ و ديهء بريدن مقدارى از يك لب ، به حساب مساحت طولِ لب ، محسوب مىشود ؛ يعنى ديهء بريدن يك سومِ يك لب ، به مقدار يك سوم ديهء يك لب است . مسئلهء 25 . صدمه زدن به لب‌هاى كسى به طورى كه توانايىاش از بين رفته ، آويخته شود ، سبب ضمانِ يك سومِ ديهء كامل است ( 250 مثقال ) صيرفى طلا . مسئلهء 26 . ديهء شكافتن هر دو لب به طورى كه دندان‌ها پيدا شود و همان‌طور باقى بماند ، يك سوم ديهء كامل انسان ؛ و اگر بهبود يابد ، يك پنجم ديهء او است ( 150 مثقال طلا ) و ديهء شكافتن يك لب ، به‌همان محاسبه ، تقدير مىشود . مسئلهء 27 . ديهء بريدن زبان انسان ، قيمت كامل او ( 750 مثقال طلا ) و ديهء بريدن زبانِ لال ، يك سوم ديه است ( 250 مثقال طلا ) ؛ و ديهء بريدن بعضى از زبانِ لال ، به‌حساب مساحتِ تمام زبان ، ملاحظه مىشود ؛ مثلًا بريدن يك پنجم آن ، سبب غرامتِ 50 مثقال طلا است . مسئلهء 28 . ديهء بريدن بعضى از زبانِ صحيح ، به‌حساب از بين رفتنِ حروف 28 گانهء تهجّى است ؛ مثلًا 750 مثقال طلا را كه ديهء كامل زبان گويا و قادر به اداى همهء حروف است ، بايد به 28 تقسيم نمود و براى هر حرف 14 - 11 26 مثقال تعيين كرد و سپس هر