ديات
« ديه » داراى حكم و مصالح بسيار است ؛ و در حقيقت ، ديه ، يعنى : تنزّل و تخفيفِ ذى حق ، جبرانِ مالى نفوس ، تحفّظ از خون بىگناه ، مرهمِ مُسَكّنِ اضطراب ، تصويب قانون ضمانت ، ارفاق در مرحلهء خطا و شبهه .
مسئلهء 1 . ديه در لغت و اصطلاح ، عبارت است از مالى كه در مقابل نفس انسان و يا نقص انسان ، گرفته مىشود .
مسئلهء 2 . مورد ديات ، غالباً جايى است كه جنايت غير عمدى باشد ؛ و آن ، بر دو قسم است : اوّل « شبه خطا » كه « شبه عمد » نيز گويند . دوم « خطاى محض » .
و معناى اوّل آنكه شخصى قصد زدن يا جرح كسى را داشته ، لكن قصد جنايت واقع شده را نداشته و ضرب و جرح نيز بِطَبعه ، مقتضىِ آن نبوده ؛ نظير آنكه كسى را با چوب شلّاق به قصد تأديب بزند و منجر به مرگش شود ؛ و يا دكتر ، عمل جرّاحى سادهاى انجام دهد و سبب مرگ مريض شود .
و معناى دوم آنكه قصد ضرب يا جرح آن شخص را نداشته [ و ] چيز ديگرى را قصد داشته و اتّفاقاً به وى اصابت كرده ؛ نظير آنكه تيرى به حيوانى رها كند و به انسانى بخورد .
مسئلهء 3 . جنايتهاى غير عمدى كه سبب ديه است ، بر چهار قسم است : 1 . كشتن 2 . قطع كردن عضو ، مثل بريدن دست و پا و غيره 3 . ازالهء نيرو و منافع ، مثل ديوانه يا كر يا كور يا گنگ نمودن 4 . مجروح كردن ، مانند بريدن پوست سر و صورت .
مسئلهء 4 . جنايتها بر دو قسماند :
1 . جنايتهايى كه از طرف شرع ، ديهء آنها تعيين شده .
2 . جنايتهايى كه ديهء آنها تعيين نشده . تعيين ديه در اين قسم ، محوّل به نظر حاكم است ؛ و آنچه را او تعيين كند ، به نام « ارش » يا « حكومت » مىنامند .
مسئلهء 5 . توضيح احكام هر قسمى از اقسام چهارگانهء فوق ، تحت عنوانى به ترتيب زير ، مذكور خواهد شد إن شاء اللَّه :