امور ديگرى به ترتيب زير ، شرط است :
1 . مماثلت و تساوىِ دو عضو در سلامت و عيب . پس دست سالم در مقابل دست سالم ، قصاص دارد ، نه در مقابل دست شل و فلج .
2 . مماثلت در اصالت و زيادت . پس دست يا انگشت اصلى در مقابل دست يا انگشت اصلى ، قصاص دارند ، نه در مقابل دست اضافه و انگشت زيادى .
مسئلهء 10 . مُماثلت در محلّ ، عَلَى الأْحوط . بدين معنا كه بايد عضو راست در مقابل راست و چپ در مقابل چپ ، قصاص شود ؛ پس اگر كسى چشم راست كسى را كور كند و خود او چشم راست ندارد ، از چشم چپش قصاص نمىشود و منتقل به ديه مىشود . و نظير دو چشم است هر عضوى كه جفت باشد ، مانند :
گوشها و دو طرف بينى و ابروها و پستانهاى مرد و زن و خصيهها و شغرهاى زن .
و نظير مماثلت در چپ [ و ] راست است وجوب رعايتِ بالا و پايين ، مانند لبها و پلكهاى چشم . و همچنين واجب است مراعات قرينه « 1 » علاوه بر محل در انگشتان دست و پا و دندانها ؛ پس بايد ابهام در مقابل ابهام و سبّابه در مقابل سبّابه باشد ؛ و هكذا . و بايد در دندانها ، ثنايا در مقابل ثنايا و ضَواحك در مقابل ضواحك باشد ؛ و هكذا .
4 . مماثلت در مساحت ، مثلًا در جراحتِ سر ، بايد مساحت هر دو جراحت - يعنى ابتدايى و قصاص - از نظر طول و عرض و عمق ، يكسان باشد .
مسئلهء 11 . پس از تحقّق جنايت عمدى ، احكام زير دربارهء جانى و مجنى عليه ، ثابت مىشود :
1 . جواز قصاص بر ولىّ دم ؛ بدين معنا كه او مسلّط مىشود بر كشتن يا عفو كردن يا مطالبهء ديه .
2 . وجوب تسليم بر جانى در مقابل حكم الهى و ارادهء صاحب خون .
هامش
( 1 ) . مطبوع : « صغنيه » ، و وجهى براى آن يافت نشد .