مسئلهء 2 . قصاص كردن ، يا در نفس است ، مثل كشتن در عوض كشتن ؛ و يا در طرف - يعنى اعضا - مثل بريدنِ دست در عوض بريدن دست ؛ و يا در نيرو و قواى بدن ، مثل كور كردن در عوض كور كردن ؛ و يا در جراحت ، مانند مجروح كردن در عوض مجروم كردن .
مسئلهء 3 . قصاص در شرع اسلام ، همانند شرايع سابقه ، تشريع شده ؛ و از احكام جزايىِ اكيد اسلامى و سبب حيات جامعه و حفظ امنيّت مجتمع و اجراى عدالت در نفوس و الغاى امتيازات ناروا و جلوگيرى از گسترشِ « 1 » قتل است ؛ [ و ] بر حكّام شرع ، واجب مؤكّد است در جريان اين قانون ، نظارت دقيق و قاطعيّت كامل انجام دهند .
مسئلهء 4 . قصاص در تمام مراحل و مصاديقش ، در صورت عمد است ؛ يعنى هر جنايتى كه عمداً صادر شود ، قصاص دارد ؛ و جنايت خطايى و غير عمدى ، قصاص ندارد .
مسئلهء 5 . عمد در جنايت ، به دو طريق ، محقّق مىشود :
1 . فاعلِ جنايت ، قصد آن را داشته باشد و عملى را براى تحقّق آن انجام دهد ، گرچه آن عمل ، بِطَبْعِهِ مستلزم تحقّق آن نباشد ؛ نظير آنكه به كسى به قصد كشتن ، مشت يا لگدى بزند و او بميرد .
2 . ضربهاى بزند كه طبعاً مستلزم آن جنايت باشد ، گر چه فاعل ، قصد آن را نداشته باشد ؛ نظير آنكه تيرى به سينهء كسى بزند و او بميرد ، گر چه فرضاً قصد كشتن نداشته باشد .
مسئلهء 6 . در صدق قتل عمدى ، انواع و اقسام كشتن ، فرق ندارد ؛ مانند : بريدن سر ، دريدن شكم ، خفه كردن با دست ، تير زدن ، طناب بهگردن بستن ، در آب فرو بردن ، چوب يا شلّاق زدن ، از تشنگى يا گرسنگى كشتن ، در آتش افكندن ، خونش را كشيدن ، از بالا پرت كردن ، سحر و جادو نمودن ، مسمون كردن ، در چاه انداختن ، جلوى حيوان درنده افكندن ، خيانت در جرّاحى كردن ، و غيره . و اينها اسباب قتلى است كه قُدما در كتب خود نگاشتهاند ؛ لكن ترقّى و تكامل بشر ، دهها راه ظاهرى و مرموز را براى آنها آموخته است .
هامش
( 1 ) . مطبوع : + / « از » .