و در دفعهء سوم ، حبس ابد است تا آنگاه كه مرگش فرا رسد . و اگر بار چهارم ، در خود زندان يا اتّفاقاً بيرون آمد بود دزدى كرد ، كيفرش اعدام است .
مُحاربه
« محاربه » يكى از حرامهاى مؤكّد و گناهان كبيره است ؛ خواه محارب ، مرد باشد ، يا زنِ مسلمان باشد ، يا كافر . و آن ، عبارت است از اينكه شخصى سلاحى سرد يا گرم ، به قصد ترساندنِ مردم ، به دست گيرد و به انگيزهء افساد در زمين ، به واسطهء قتل و جَرح مردم ، يا ربودن و بردن ، يا تسلّط و كاركشى ، يا گرفتن مال ، يا تعدّى به ناموس آنها ، در ميانشان ظاهر شود .
مسئلهء 1 . اظهر آنكه حاكم اسلامى ، در اجراى هر يك از كيفرهاى فوق ، مختار است ؛ لكن احوطْ آنكه كيفرى به تناسب جرم انجام دهد ؛ مثلًا اگر محارب ، كسى را كشته ، او را بكشد ، يا به دار آويزد ؛ و اگر مال گرفته ، دست و پايش را ببرّد ؛ و اگر فقط ترس و ارعاب داشته ، نفىِ بَلَد كند .
مسئلهء 2 . اگر محارب ، كسى را كشته باشد ، دو نفر در كشتنِ او ذى حق مىشوند :
ولىّ دمِ مقتول ، و حاكم اسلامى ؛ لكن حقّ ولىّ دم ، مقدّم است [ و ] محارب را در اختيار او مىگذراند ؛ اگر قصاص كرد ، فَهُوَ ؛ و اگر ديه گرفت ، يا عفو نمود ، بايد حاكم ، او را به كيفر محاربه بكشد .
ارتداد
مسئلهء 1 . ارتداد ، در اصطلاح ، بيرون رفتن از اسلام است ؛ و مرتد ، يعنى كسى كه از اسلام بيرون رفته . و چنين شخصى را اگر مسلمانزاده باشد ، مرتدّ فطرى نامند ؛ و اگر كافرزاده بوده ، بعداً مسلمان شده و بعد از اسلام بيرون رفته ، مرتدّ ملّى نامند .
مسئلهء 2 . ارتداد ، از قبيحترين اعمال انسانى است ؛ و شناعتش از كفرِ اصلى بيشتر و كيفرش از كافر اصلى ، شديدتر است .
مسئلهء 3 . براى ارتداد فطرىِ مرد ، در شرع اسلام ، دو قسم از آثار ، مترتّب است :