8 . خيار تدليس ؛ و آن ، در جايى است كه فروشنده يا خريدار ، مال خود را بهتر از واقعيّتش نشان دهد و طورى طرف را گول بزند كه قيمت مال در نظرش زياد شود ؛ در اين فرض ، گول خورده ، پس از اطّلاع مىتواند معامله را به هم بزند .
9 . خيار تخلّف شرط ؛ بدين معنا كه يكى با ديگرى در ضمن عقد ، شرطى كرده باشد و او پس از عقد ، از انجام آن ، تخلّف كند .
10 . خيار شركت ؛ و آن ، در جايى است كه شخصى مجموع يك جنسى را بخرد ، بعد معلوم شود كه مثلًا نصف جنس ، مال شخصى ديگر بوده و بايد با او شريك شود ؛ مشترى ، حقّ فسخ دارد .
11 . خيار تعذّر تسليم ؛ بيانش آنكه : بر فروشنده و خريدار ، واجب است به محض تمام شدن صيغهء عقد ، اقدام بهتحويل مال كنند ؛ فروشنده مبيع را تحويل دهد و خريدار عوض آن را ؛ پس اگر هر يك از وظيفهء خود تخلّف كرد و تحويل نداد ، آن ديگرى حق دارد معامله را به هم بزند ؛ و اين ، در جايى است كه در ضمن عقد ، شرط تأخير نكرده باشند .
مسئلهء 33 . بر فروشنده واجب است عين فروخته شده از اثاث و امتعهء خود و از موانع ديگر خالى كند و بدون مانع ، تحويل مشترى دهد .
مسئلهء 34 . در مقام معامله ، قسم خوردنِ بايع يا مشترى ، مكروه است ؛ و اگر بهدروغ باشد ، از گناهان بزرگ است .
ربا
« ربا » در لغت ، ارتفاع و زيادتى است ؛ و در اصطلاح شرع ، زيادى خاصّى است در باب قرض كه وامدهنده از وامگيرنده دريافت مىكند ؛ و همچنين در باب بيع و مبادلهء مكيل و موزون دو مال متجانس ، [ كه ] يكى از ديگرى مىگيرد . و ربا از ديدگاه شرع و آثار اجتماعى و اقتصادى ، يعنى بالاترين خيانت به اجتماع ، پليدترين راه ارتزاق ، بستن راه احسان ، نابودى نور ايمان ، عمل مبغوض خالق ، سبب تباهى اموال ، سبك شمردن حرام الهى ، ايجاد فساد و تباهى در زمين ، ستم به جامعه ، شامل شدنِ نفرين خداوند بر