2 . تعيين ماهيّت جنس ، كه مثلًا گندم است ، برنج است ، آهن است ، چوب است ؛ و تعيين اوصافى كه دخالت در قيمت جنس دارند ، مثلًا گندم سفيد و برنج صدرى و چوب گردو است .
3 . مملوك بودن مال براى فروشنده . و بنابراين ، فروختن زمينِ مَوات ، مال وقف ، عين مَرهونه ، امانت و عاريه ، نقطهء قبل از تملّك ، زمينهاى دولتى و ملّى ، اموال مجهول المالك و جنسى كه هنوز او را نخريده ، باطل است .
4 . قادر بودنِ فروشنده بر واگذارى عين فروخته شده . پس كسى كه مال او در دست ديگران است و نمىتواند بگيرد و يا در محلّى است كه قدرت تحويل ندارد ، نمىتواند آن را بفروشد ، مگر آنكه مشترى بتواند تحصيل نمايد و قبول كند .
مسئلهء 29 . عقد بيع - يعنى خريد و فروش - به محض تمام شدن صيغهء بيع ، به هر زبانى اجرا شود ، لازم مىشود ؛ و بر طرفين ، واجب است اثر صحّت ، مرتّب كنند و حرام است به هم نزنند ، مگر در موارد استثنا شده .
مسئلهء 30 . عقد بيع را پس از تماميّت و حصول نقل و انتقال ، مىتوان در موارد زير به هم زد . نام اين موارد را خيارات گويند ؛ زيرا خيار ، به معناى اختيار است ؛ و ذوالخيار در اين موارد ، اختيار فسخ دارد :
1 . خيار مجلس ؛ يعنى طرفين معامله ، در هر محلّى ، به هر مقدار از فاصلهء بدنى ، اجراى عقد كردند ، تا همان فاصله ميانشان باقى است ، مىتوانند عقد را فسخ كنند ؛ و اگر از هم جدا شدند ولو به مقدار يك قدم يا كمتر ، حقّ فسخ ندارند .
2 . خيار حيوان ؛ يعنى در فروش حيوان ، خريدار آن به منظور اطّلاع از حال حيوان ، تا سه روز ، حقّ فسخ معامله دارد ؛ و اگر حيوان به دست فروشنده برسد ، مثل آنكه شخصى زمين بفروشد و در عوض حيوان بگيرد و بخواهد عقد را به هم بزند ، احوطْ آن است [ كه ] با رضايت مشترى فسخ كند .
3 . خيار شرط ؛ بدين معنا كه طرفين معامله مىتوانند در ضمن عقد ، شرط خيار فسخ كنند ، براى خصوص فروشنده ، يا خريدار ، يا هر دو ، يا ديگران . و واجب شرطى
نوشتارهاى فقهى (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٤٣