حريم قرآن . يعنى مبادلهء خون و بهشت و انتخاب بهترين قسم مرگ ، دريچهء جنّت ، پوششى از تقوا ، زره محكم خدادادى ، سپر حافظ مجتمع ، مورد تعظيم اللَّه ، نصرت و يارى حق ، صلاح دين و دنيا ، ميراث مجد و عظمت ، احسانى فوق احسانها ، رهبانيّت اسلامى ، فاضلترين كردار مسلمان ، حيات جاويدان ، حضور در محضر محبوب ، خرسندى از فضل الهى ، دريافت مژدههاى پياپى و استجابت خواستهها .
مسئلهء 1 . حفظ نفس از هر حادثهاى كه بيم ضرر يا هلاكت نفس در آن باشد ، بر هر انسان مكلّفى ، شرعاً و عقلًا ، واجب است ؛ و تسليم نفس در مقابل حوادث تكوين و عدم مبارزه با آن ، به هر وسيلهء متناسب ، القاى نفس در تَهلكه و حرامِ مؤكّد است .
مسئلهء 2 . بر هر انسانى ، دفاع از نفس در مقابل حملات دشمن نيز واجب است ؛ چه حمله كننده انسان باشد يا حيوان . و اگر چنانچه دفاع ، موقوف به حرج يا قتل حملهكننده باشد ، خون او هدر است .
مسئلهء 3 . در مقام دفاع ، رعايت « الأهون فلأهون » « 1 » لازم است ؛ يعنى اگر دشمن با تهديد دفع مىشود ، جرح ، حرام ؛ و اگر با جرح ، قابل دفع است ، قتل حرام است .
مسئلهء 4 . بر هر انسانى ، دفاع از عرض و ناموس ، واجب است ؛ و اگر منجر به حرج يا قتلِ حملهور شود ، خونش هدر است ؛ ولى انسان ، خود را عمداً در اين راه به كشتن دهد ، جايز نيست ؛ و چنانچه اتّفاقاً كشته شود ، به حكم شهيد است .
مسئلهء 5 . دفاع كردنِ انسان از مال خود ، جايز است و گاهى واجب است ؛ و اگر مستلزمِ كشته شدن باشد ، جايز نيست ؛ و اگر اتّفاقاً كشته شد ، به حكم شهيد است . و جرح و قتل حمله كننده - اگر بدون آن ، ممكن نبود - جايز است و ضمانآور نيست .
مسئلهء 6 . بر مسلمين هر محلّى - چه شهر باشد يا منطقه يا كشور - واجب است به وجوبِ مؤكّد ، اگر مورد حملهء دشمن قرار گيرند ، به طورىكه بيم تسلّط كفّار بر مجامع مسلمين ، يا زيادتى سلطهء آنها ، يا تصرّف اراضى مسلمانها ، يا اسير نمودنِ خود آنها برود ، از مجتمع و افراد و تماميّت ارضى و حكومت اسلامى خويش دفاع كنند
هامش
( 1 ) . مطبوع : « الأهلون فالأهلون » ؛ و ظاهراً سهو است .