رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ . [ 59 ]
پس كساني از آنان كه بر خود ستم كردند ، به عنوان استهزا كلمهء القا شده از جانب خدا را ، به شبههء آن كه مفادش طلب گندم قرمز است ، تبديل كردند وبدين طرز وارد شهر شدند . پس ما هم بر كساني كه چنين ستمى انجام دادند ، عذابي از آسمان فرو فرستاديم - شامل عذابهاى گوناگونى كه از آن جمله ويروس طاعون بود - وچندين هزارشان در اندك مدّتى هلاك شدند .
[ تفسير آيهء 59 - 60 ]
وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي االأْرْضِ مُفْسِدِينَ . [ 60 ]
وبه خاطر آوريد هنگامى كه موسى براي قوم خود ، از خداوند ، طلب آب نمود .
واين ، در حالي بود كه آنها پس از گذشتن از رود نيل ، در صحرايى ميان مصر وبيت المقدس ، دچار تشنگى شدند ؛ پس به موسى گفتيم كه : با عصاي خويش به آن سنگ بزن .
عصايش از درخت آسِ بهشتى ويادگار دامادىاش از شعيب بود . وآن سنگ ، سنگ مدوّر ونرمى بود كه همراه خودشان برمىداشتند .
وچون عصا را بر سنگ زد ، به ناگاه دوازده چشمهء آب از آن بجوشيد .
ونقل شده كه : سنگ مكعّب شش سطحى بوده ؛ واز هر سطحى ، سه چشمهسار فوران مىكرد ؛ وهر چشمهاى در نهرى مستقل ، روانهء سبطي از دوازده سبط مىشد ؛ وهر سبطي ، جايگاه آب خود را به وسيلهء نوشتهء سر درِ انفجار ، يا زياد وكمي حصّه ويا ميل آب به سوى جايگاه أو بشناخت . « 1 » وبدانها گفتيم : از روزى خداوند ومَنّ وسَلْواى أو بخوريد واز اين آب بياشاميد ودر روى اين زمين ، تبهكارانه حركت نكنيد .
هامش
( 1 ) . نك : تفسير مجمع البيان ، ج 1 ، ص 233 .