پس آن هنگام كه مژده دهنده ، بشارت يوسف را داد وپيراهن أو را به رخسار يعقوب بيانداخت . ديدگانش روشن گرديد وگفت : آيا به شما نگفتم كه من از طرف خداوند از أموري آگاهم كه شما نيستيد ؟ « 1 » فرزندان : پدرجان براي ما از خدايت طلب آمرزش فرما كه ما سخت خطاكار بودهايم . « 2 » يعقوب : به زودى براي شما از خداوند آمرزش مىطلبم ؛ چه آنكه أو بخشنده ورحيم است . « 3 » آنگاه كه يعقوب وأهل بيتش وارد يوسف شدند ، يوسف پدر ومادر را گرم در آغوش گرفت ومعانقه كرد وگفت : به شهر مصر درآييد كه به خواست خداوند پيوسته در ايمنى خواهيد بود . « 4 » يوسف أبوين خود را بر تخت بنشانيد وآنها به شكرانه نعمت به سجده افتادند .
گفت : پدرجان اين است تعبير خواب گذشتهء من كه خدا بر آن عينيت بخشيد . « 5 »
تفسير آيهء 49 تا 54 « 6 »
هذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ .
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الأْبْوَابُ .
مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ .
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ .
هذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ .
إِنَّ هذَا لَرِزْقُنَا مَالَهُ مِن نَّفَادٍ .
اين ( مطالب گذشته ، يا قرآن عظيم ) يادآورى است ، وحقاً كه متقيان را
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيات 94 - 96 .
( 2 ) . همان ، آيهء 97 .
( 3 ) . همان ، آيهء 98 .
( 4 ) . همان ، آيهء 99 .
( 5 ) . همان ، آيهء 100 .
( 6 ) . تفسير آيهء 48 ، در أصل كتاب منتشر شده از سوى انتشارات الهادي موجود نبود .