تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
همه خوراكىها براي يعقوب قبل از نزول تورات حلال بود جز آنچه أو خود بر خويشتن ( به عنوان زهد وتربيت نفس ) حرام كرده بود . پس آنچه بر بنىاسرائيل ممنوع شد بعد از نزول تورات به كيفر جرمشان حرام گرديد . « 1 » ما به ساره عيال إبراهيم در آن حال كه ايستاده وتبسم بر لب داشت ، تولد إسحاق وپس از وى يعقوب را بشارت داديم . « 2 » يعقوب گفت : فرزندم يوسف ! خوابى كه ديده‌اى براي برادرانت نقل مكن . « 3 » فرزندم ، خداوند نعمت خود را بر تو وآل يعقوب تمام خواهد كرد . « 4 » فرزندان : پدرجان ! چرا از ما براي يوسف أيمن نيستى « 5 » ، كه أو را همراه خود براي گردش به صحرا ببريم ؟ « 6 » يعقوب : من ترسانم وپريشان خاطر كه از وى غفلت كنيد تا آن‌كه گرگش بخورد . « 7 » وبه هر حال أو را بردند ودر چاهش افكندند « 8 » وشبانه ناله‌كنان برگشتند « 9 » وگفتند : پدرجان ما به مسابقه پرداختيم وأو را پيش متاع خود گذارديم كه طعمهء گرگ گرديد ، وما اگر راستگو هم باشيم تو باور نخواهى داشت . « 10 » يعقوب : عجبا ، نفس شما كارى بس قبيح را در نظرتان زيبا جلوه داده ، ومرا راهى جز صبر جميل نيست . « 11 » پس از مدتي قحطى شديد پيش آمد . شنيدند سلطان مصر طعام وغذا به نيازمندان مىدهد . بدان سو رفتند وسپس برگشته گفتند : پدرجان ، ما از گرفتن غله از عزيز مصر محروم شديم . برادرمان ( بنيامين ) را با ما بفرست كه غله وگندم فراوان بستانيم . « 12 »
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 93 . ( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 71 . ( 3 ) . سورهء يوسف ، آيهء 5 . ( 4 ) . همان ، آيهء 6 . ( 5 ) . همان ، آيهء 11 . ( 6 ) . همان ، آيهء 12 . ( 7 ) . همان ، آيهء 13 . ( 8 ) . همان ، آيهء 15 . ( 9 ) . همان ، آيهء 16 . ( 10 ) . همان ، آيهء 17 . ( 11 ) . همان ، آيهء 18 . ( 12 ) . همان ، آيهء 63 .