قرار دهد ؛ بل بدان معنى كه در جنب فعاليت ونقطه اتكاى انسان در حال كوشش أو باشد ونه جزع ونه يأس از فرج .
تفسير آيهء 44
امر چهارم در تعليم اجراى حدّ است وسه امر ديگر : إخبار از صفت صبر ، تعريف وستودن وإخبار از أوّاب بودن است كه مىفرمايد :
وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ .
اى أيوب دستهاى از چوب ومانند آن به دست گير وبا آن بزن وحنث ومخالفت انجام نده . ما أو را شكيبا يافتيم ، أو چه بندهء نيكى بود ، حقاً كه أو كثير الرجوع بود .
تفسير :
« ضغث » در واژهء عربى دستهاى از سبزى يا علف خشك ويا چوب نازك است . « 1 » « حنث » به معنى گناه وبزهكارى ومخالفت است . « 2 » مضمون آية كه دستورِ زدن است خالى از اجمال نيست ؛ زيرا معلوم نيست به چه كسى بايد بزند وچرا بايد بزند ودر ترك ضرب چه مخالفتي انجام مىيابد ؛ چه آنكه حنث بر مخالفت قسم وعهد ونذر وبر هر گناهى اطلاق مىشود ؛ چنانچه مىفرمايد :
وَكانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظيمِ . « 3 » آنها بر انجام گناهان بزرگ اصرار دارند .
لكن در برخى از روايات « 4 » وارد است كه أيوب قسم خورده بود چندين چوب
هامش
( 1 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 509 ( ضغث ) .
( 2 ) . همان ، ص 260 ( حنث ) .
( 3 ) . سورهء واقعه ، آيهء 46 .
( 4 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 241 ؛ قصص الأنبياء راوندى ، ص 145 ؛ دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 452 ؛ بحار الأنوار ، ج 12 ، ص 344 ، ح 3 .