تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
درباره‌اش احسان كنيم وتا صاحبان خرد متذكر گردند . تفسير : برخى از مفسّران برآنند كه مراد از اعطاى خانواده زنده كردن آن‌ها است ؛ زيرا همگى به مرگ يا قتل نابود شده بودند . « 1 » ولى اين احتمال نيز در بين است كه فرزندان يا ساير اعضاى خاندان أو به دست طاغوت عصر به حبس يا تبعيد محكوم بوده‌اند وخداوند آن‌ها را برگرداند . چنان‌كه در ذيل كلمهء : مَسّنِىَ الشِّيْطان ، « 2 » بيان كرديم وچون مراد از بخشيدن اضافه اين نيست كه به نحو اعجاز بوده ؛ بلكه على القاعدة به‌طور طبيعي وزاد وولد تدريجي بوده است . پس ظاهر آن‌كه استرداد أهل أول نيز به طرز اعجاز نبوده است . صفت « رحمت » دربارهء خداوند از صفات فعل است ، گرچه دربارهء ماها از صفات ذات محسوب است . مراد آن‌كه خداوند اثر خارجي ترحم ودلسوزى را مرتب مىكند بدان معنى كه عنايات واحسانش را دربارهء متعلق رحمت مبذول مىدارد ، چنانچه به أيوب ، أهل بيت وعلاوة بر أهل بيتش را اعطا فرموده است . « ذكرى » مصدر است « 3 » به معنى تذكر ويادآورى . « الباب » جمع لب است به معنى مغز از هر شئ مغزدار « 4 » مانند : گردو وبادام وغيره ، ودر انسان به معنى عقل وخرد أو است ، به تشبيه اين‌كه كالبدش همانند پوست وخردش همانند مغز است ؛ چه آن‌كه ارزش وقيمت وانسانيت أو مربوط به مغز أو است . وما حصل آية آن‌كه مىفرمايد اعطاء أهل بيت با اضافه مزبور اولًا به مقتضاى رحمت بالغه ما بوده ، وديگر بدان جهت كه صاحبان دقت توجه كنند كه أهم أمور هنگام اصابه رنج وعذاب چه از شيطان وچه از طاغوت‌هاى زمان ، توجه به حق ودعا كردن وتوسل به ذات أقدس أو است . البتة نه بدان معنى كه آن را به جاى فعاليت
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 242 . ( 2 ) . سورهء ص ، آيهء 41 . ( 3 ) . روض الجنان ، ج 8 ، ص 116 . ( 4 ) . لسان العرب ، ج 1 ، ص 729 ( لبب ) .
تفسير مبسوط — صفحة 577 | الشيخ علي المشكيني / جواد فاضل البخشايشى