غالباً واجد آن بودهاند البتة با تفاوتهاى زير ما بين حضرت سليمان وغير أو :
1 - ولايت أنبياء تشريعي محض بوده كه غالباً قدرت فعليت ومرحلهء اجرا وعينيت را پيدا نكردهاند ودربارهء سليمان درجهء كامل فعليت تحقق يافته است .
2 - دربارهء پيامبران ديگر دليلي بر ولايت تشريعي آنها جز دربارهء أمت خودشان در دست نيست ؛ ولى سليمان بر شياطين واجنه هم ولايت داشته .
3 - ولايت أنبياء بر حيوانات ويا پرندگان ثابت نيست وسليمان بر همه ويا حداقل بر پرندگان ولايت داشته است .
تفسير آيهء 40
بحث دهم : در قرب ومكانت سليمان است كه مىفرمايد :
وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ .
حقاً كه سليمان را در پيشگاه ما تقربى خاص وبازگشتى نيكو است .
تفسير :
« زُلفى » ، مصدر است مانند قُربى به معنى نزديك وتقرب . « 1 » « مآب » از آب يؤوب به معنى مصدر ، اسم زمان واسم مكان استعمال مىشود ودر مفهوم آن قصد واراده مأخوذ است . يعنى « اوبَه » به معنى برگشتن ارادى است ، نظير برگشتن انسان يا ساير موجودات صاحب اراده ولى كلمهء رجوع أعم از آن است « 2 » ، وبنابر مصدر بودن مآب معنى آنكه ، أو را رجوعي نيك ومرگى نيكو است ، واگر اسم مكان باشد ، معنى آنكه أو را جايگاه نيك در عالم برزخ وآخرت است . به هر تقدير ستودن سليمان به حسن مآب بدان جهت است كه انتخاب چنين مرگ يا جايگاهى به دست خود أو بوده ؛ چه آنكه مرگ نيك همانند زندگى نيك نصيب همه كس نمىشود وأنبياء وپيروان آنها هستند كه مىتوانند براي خويش بهترين طرز زندگى وبهترين نوع
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 9 ، ص 138 ( زلف ) .
( 2 ) . المفردات في غريب القرآن ، ص 97 ( أوب ) .