تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مبسوط — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
وتذكر را مربوط به صاحبان خرد قرار داده است ؟ جواب : تدبر در اينجا پىجويى از مفاهيم اين كتاب است به رجاء رسيدن به واقع ودرك معاني مقصوده به منظور آن‌كه از جهل به علم گرايند وراه اذعان وايمان دريابند واين معنى در حق همه كساني است كه قرآن براي هدايت آن‌ها نازل گشته است . مقصود از تذكر ، علم به معنى تنبه وآگاهى است كه سبب اصلاح نفس ووسيلهء تكامل در ابعاد مختلف آن است واين معنى جز براي صاحبان عقل وخرد حاصل نشود ؛ زيرا مراد از أولوا الألباب تنها وجود عقل نيست چه آن‌كه آن را همه دارند والا تكاليف الهى به كلى ساقط مىشود بلكه مراد عقلي آزاد ، وخردى بيدار ووجداني زنده است كه زير پرده عصبيت‌هاى نابجا وحب جاه ومال مستور نمانده باشد . وبه عبارت ديگر ، تدبر وپىجويى ، مال همه وتذكر واتعاظ مالِ پذيرندگان وما حصل دو جملهء تعليلى آن‌كه انزال اين كتاب بدان جهت است كه همهء بشر را وسيلهء تدبر ، وپذيرفتگان را وسيلهء تذكر گردد .

تفسير آيهء 30 تا 33

وَوَهَبْنَا لِدَاوُدَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ . إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ . فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ . رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأْعْنَاقِ . ما براي داود فرزندش سليمان را بخشيديم . سليمان چه بنده نيكى بود ؛ چه آن‌كه پيوسته به ما توجه ومراجعه داشت . آنگاه كه بر وى در هنگام واپسين نجيب‌ترين اسبان تازى تندرو را عرضه كردند ، وى به تعجب وتحسر گفت : همانا من محبت اين اسبان را از ياد پروردگار خود برگزيدم تا آن‌جا كه در پشت پرده پنهان گشت . آن‌ها را برگردانيد . سپس شروع كرد به ماليدن دست به ساق وگردن آن‌ها ( به نشانهء آن‌كه همگى صدقهء راه خدا باشد ) .