خالق ، فاطر ، بديع
لام در « للَّه » براي افاده ملكيت است ومضمون آيهء شريفه اين است كه : آنچه در آسمانها ، از كرات مختلف وديگر موجودات قرار دارند وآنچه در زمين است ، در ملكيت مطلقه الهى بوده ومتعلق به « اللَّه » مىباشد ؛ چنان كه آفريننده وخالق آنها هم خداست ولذا در آية قبل ، مسأله خالقيت پروردگار مطرح گرديده بود . البتة در آيات ديگرى هم از خلق وآفرينش سخن به ميان آمده است ، ولى گاهى از آن به « فاطر » وگاهى به « بديع » تعبير شده است .
فرق ميان اين سه واژه اين است كه فاطر در لغت به معناى شكافنده است . پس فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يعنىخداوند ، آسمانها وزمين را از كتم عدم به وجود آورده ؛ چنان كه گويى كه سينه نيستى را شكافته واز ميان آن پديدههاى هستى را بيرون آورده است . پس در اين جهت با « بديع » هممعنا مىشود ؛ چرا كه بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ هم به معناى خلقكننده آسمانها وزمين از عدم محض است .
چه اين كه خداوند گاهى موادى طبيعي را قبلًا آفريده وسپس از آنها موجود دومى خلق مىنمايد ؛ چنان كه در بارهء انسان مىفرمايد :
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ . . . ؛
خدا انسان را از نطفه آفريد .
ولى گاهى هيچ چيزى كه ذرات وجود يك شئ را تشكيل مىدهد ، قبل از پيدايش خود آن موجود در خارج خلق نشده است ، بلكه الآن موجود را از عدم محض مىآفريند وبه اين لحاظ ، خداوند بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ خوانده مىشود وگفتيم كه « فاطر » هم از اين جهت به معناى « بديع » مىباشد .
ولى « خالق » به هر دو معنا مىآيد . واز اين رو ، در قرآن ، همان گونه كه از خلقت انسان در موارد متعددى به خلق تعبير فرموده ، در بارهء آفرينش آسمان وزمين هم فرموده :
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ؛